<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>علوم خبری</title>
    <link>https://www.mjourcom.ir/</link>
    <description>علوم خبری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 16 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 16 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای پس از جنگ تحمیلی بر پدیده خودکشی در استان ایلام</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_240804.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی نقش گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای پس از جنگ تحمیلی بر پدیده خودکشی در استان ایلام بود. روش پژوهش: این مطالعه با روش پیمایشی و جامعه آماری شامل افراد بالای 18 سال استان ایلام بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای انجام شد و 384 نفر (230 مرد و 154 زن) به‌صورت متناسب با ترکیب جمعیتی منطقه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای بود که شامل چهار بخش: اطلاعات دموگرافیک، ارزیابی گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای (سازندگی، اصلاحات، عدالت‌محور، اعتدال‌گرا و مقاومت)، تأثیر گفتمان‌ها بر مسائل اجتماعی و روان‌شناختی، و میزان رضایت از این گفتمان‌ها بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری شامل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک‌طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که گفتمان‌های اصلاحات و سازندگی بیشترین تأثیر مثبت را بر کاهش نرخ خودکشی داشته‌اند. همچنین، نقش رسانه‌ها در تسهیل انتقال پیام‌های گفتمان‌ها و افزایش انسجام اجتماعی مؤثر بوده است. گفتمان مقاومت به دلیل تمرکز بر مسائل کلان و نادیده گرفتن نیازهای اجتماعی-روانی، تأثیر معکوسی داشته و با افزایش نرخ خودکشی مرتبط بوده است. گفتمان عدالت‌محور تأثیر کمتری بر کاهش نرخ خودکشی داشته‌ است در حالی که در مورد گفتمان اعتدال‌گرا تأثیر معناداری مشاهده نشده است. همچنین، انسجام اجتماعی، کاهش محرومیت و بهبود وضعیت فرهنگی، از عوامل مؤثر در کاهش خودکشی شناسایی شدند، در حالی که بیکاری و فقر تأثیر مثبتی بر افزایش خودکشی داشتند. نتایج پژوهش نشان داد که گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای مانند سازندگی و اصلاحات از طریق تقویت انسجام اجتماعی و کاهش شکاف‌های اقتصادی و روانی، نقش مؤثری در کاهش خودکشی داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر راهبردی فضای مجازی بر رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی در انتخابات ریاست جمهوری 1400</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_236423.html</link>
      <description>هدف: رسانه‌های جمعی، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، از ابزارهای مهم در جذب مشارکت سیاسی مردم در رویدادهایی مانند انتخابات هستند که در شکل‌دهی به گفتمان سیاسی و رفتار انتخاباتی در سطح جهان نقش ایفا کرده‌اند. این پژوهش با هدف بررسی میزان آشنایی و تأثیر راهبردی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بر رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ انجام شده است.روش‌ها: پژوهش حاضر با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته، دیدگاه ۳۹۰ نفر از واجدین شرایط رأی‌دهی در شهر تهران را بررسی کرده است. همچنین برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از تحلیل همبستگی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها، مؤلفه &amp;amp;laquo;رفتار انتخاباتی منفعلانه&amp;amp;raquo; (از بُعد مشارکت اجتماعی) با میانگین ۲٫۴۴ از ۵ (۴۸٫۸٪) در رتبه اول قرار گرفت که نشان‌دهنده تأیید فرضیه اول است. مؤلفه &amp;amp;laquo;رفتار انتخاباتی قالبی&amp;amp;raquo; (از بُعد مشارکت اجتماعی) با میانگین ۱٫۶۹ از ۵ (۳۳٫۸٪) در رتبه سوم قرار گرفت که حاکی از تأیید فرضیه دوم است. همچنین، مؤلفه مذکور با میانگین ۱٫۸۴ از ۵ (۳۶٫۸٪) در جایگاه سوم نشان داده شد که بیانگر تأیید فرضیه سوم است. مقدار آماره پیرسون برای تأثیر جنسیت بر رفتار انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ برابر با ۰٫۰۴۴ و مقدار رگرسیون آن ۰٫۰۴۵ بود که تأیید فرضیه چهارم را نشان می‌دهد. از دیدگاه پاسخ‌دهندگان، مؤلفه ساختاری شبکه‌های اجتماعی مجازی (از بُعد شبکه‌های اجتماعی) با میانگین ۲٫۸۹ از ۵ (۵۷٫۸٪) در رتبه اول قرار دارد که حاکی از تأیید فرضیه پنجم است. مؤلفه تعاملی شبکه‌های اجتماعی مجازی (از بُعد شبکه‌های اجتماعی) با میانگین ۲٫۶۵ از ۵ (۵۳٪) در رتبه دوم قرار گرفت که نشان‌دهنده تأیید فرضیه ششم است. همچنین مؤلفه تعاملی شبکه‌های اجتماعی مجازی با میانگین ۲٫۲۹ از ۵ (۵۱٫۸٪) در رتبه سوم دیده شد که تأیید فرضیه هفتم را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی تأثیر معناداری بر پویایی رفتار انتخاباتی مردم با رویکردهای منفعلانه، قالبی و فعالانه داشته و توانسته‌اند رشد مشارکت مردم در انتخابات را افزایش دهند.نتیجه‌گیری: شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی با رویکردهای منفعلانه، قالبی و فعالانه تأثیر معناداری بر پویایی رفتار انتخاباتی مردم داشته و توانسته‌اند توسعه مشارکت انتخاباتی را افزایش دهند. ابعاد گوناگون تعاملی، ساختاری، کارکردی و حتی ویژگی‌های جمعیت فعال حاضر در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، به‌طور معناداری بر مشارکت سیاسی و رفتار انتخاباتی مردم تأثیرگذار بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رسانه‌های اجتماعی در پایبندی جوانان شهر تهران به هویت ملی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241916.html</link>
      <description>هدف: وجود دو جریان جهانی شدن و محلی‌گرایی در جهان معاصر، هویت ملی در کشورهای مختلف را مورد تهدید قرار داده‌ است. نظر به نقش رسانه‌های اجتماعی در این فرایند، در پژوهش حاضر به بررسی میزان استفاده از رسانه‌های اجتماعی و رابطه آن با پایبندی به هویت ملی پرداخته شده است.روش: جامعه آماری در این تحقیق عبارت از کلیه جوانان 35-18 سال شهر تهران است که 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. تعیین روایی ابزار گردآوری، به روش اعتبار صوری و پایایی آن با بهره‌مندی از ضریب آلفای کرونباخ صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز از نرم‌افزار آماری SPSS استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد، به رغم آن که بین مجموع مصرف رسانه‌های اجتماعی (اعم از داخلی و خارجی) با پایبندی جوانان به هویت ملی و مؤلفه‌های آن همبستگی معنادار وجود نداشت؛ ولی این رابطه در مورد استفاده‌ی هر یک از دو دسته رسانه‌های اجتماعی مذکور با هویت ملی مورد تأیید قرار گرفت. این همبستگی در خصوص مصرف رسانه‌های اجتماعی خارجی با هویت ملی از نوع معکوس و در مورد مصرف رسانه‌های اجتماعی داخلی با هویت ملی، از نوع مستقیم بود.نتیجه‌گیری: مدت‌زمان استفاده از رسانه‌‌های اجتماعی به‌تنهایی نمی‌تواند تبیین‌کننده میزان پایبندی جوانان به هویت ملی و مؤلفه‌های آن باشد، بلکه این نکته تا اندازه زیادی متأثر از وابستگی رسانه‌های اجتماعی به ساختارهای مختلف سیاسی و به‌تبع آن، محتوای انتشاریافته از سوی آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی تصویر ایران در رسانه‌های روسیه؛ همگرایی یا واگرائی (مورد مطالعه: وب سایت خبرگزاری ریانوستی)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_215031.html</link>
      <description>هدف: هدف این مقاله بازنمایی تصویر ایران در رسانه های روسیه و به طور مشخص در خبرگزاری ریانوستی است، تا از قبال آن بتوان نوع نگاه رسانه‌های روس به عنوان نمایندگان افکار عمومی به ایران برای شناسایی مسائل و مشکلات پیش‌رو، ارائه راهکار جهت حل مشکلات و تغییر افکار عمومی روسیه ارائه شود.روش: برای انجام این تحقیق از تحلیل محتوای کیفی با اتخاذ تکنیک تحلیل مضمون (تماتیک) بهره گرفته شده است. در این راستا، 131 خبر منتشره در خبرگزاری ریانوستی روسیه در موضوعات نظامی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی در بازه زمانی آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین (24 فوریه 2022) تا ابتدای سال 2023 میلادی، به صورت کل شماری مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: بر اساس یافته های این تحقیق، اخبار در سه حوزه نظامی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی &amp;amp;ndash; اجتماعی، با مضامین سازمان دهنده ای نظیر قدرت سپاه ایران، همکاری‌های گسترده نظامی، تقابل در عین تعامل، نقش بیطرفانه ایران، حمایت سیاست نظامی دو جانبه، موضوع هسته ای نقطه فصل یا وصل، تحریم‌ها عامل نزدیکی یا سو‌استفاده، ایران و گرایش به شرق، تعاملات سیاسی و استقلال مواضع، توسعه صادرات ایران به روسیه، تحریم‌ها دلیل توسعه همکاری‌‌ها، ایران و تمایل به واردات از روسیه و تلاش برای حذف دلار حاصل شد. همچنین مضامین فرهنگ، عامل قرابت، تعامل فرهنگی و بهره‌برداری از فرهنگ به نفع روابط دوجانبه نیز در حوزه فرهنگی- اجتماعی حاصل گردید. در نهایت سه مضمون محوری یا فراگیر با عناوین &amp;amp;laquo;شکستن هژمونی سنتی غربی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه همکاری‌های شرق- شرق&amp;amp;laquo; و &amp;amp;laquo;هم‌نشینی فرهنگی دو ملت&amp;amp;raquo; حاصل گردید.نتیجه: ایران و روسیه تلاش دارند تا چند صدایی در جهان و مقابله با غرب را بر محقق نمایند. آنچه که امروز مورد تاکید دو کشور است توسعه روابط دوجانبه و مقابله با سلطه غرب و جهان تک صدایی است و دو طرف به صورت تمام عیار، گسترش روابط و تعاملات دوجانبه را در دستور کار قرار داده اند. تحقق این امر در گرو ارائه چهره مثبت از تعاملات دو کشور و همچنین تصویر مطلوب از طرف مقابل در رسانه هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رسانه ها بر نحوه مُد و پوشش در ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241823.html</link>
      <description>هدف: امروزه فضای مجازی به عنوان یک پدیده نوین تأثیر گسترده ای بر ابعاد زندگی افراد &amp;amp;nbsp;‌بخصوص در حوزه مد و پوشش در خانواده‌ها دارد و تحولات بسیاری را در بین آنان موجب شده است. مد ساختاری است که متکی بر اجتماعی شدن و رسانه بوده و شکل مهمی از ارتباط، بر رفتار خرید زنان تأثیر گذار است. با توجه به الگوهای مد و پوشش کنونی که به واسطه وجود اینترنت و رسانه‌های اجتماعی در ایران، شاهد تاثیر مخرب تبلیغ مدل‌های غربی &amp;amp;nbsp;در رسانه‌ها هستیم . برای ارائه یک طرح بومی، هدف از این تحقیق بررسی عوامل موثر بر مُد و پوشش در ایران (فراتحلیلی از تحقیقات موجود) در ایران است.روش: &amp;amp;nbsp;روش این تحقیق ترکیبی فراتحلیلی کمّی است، بدین منظور از بین مقالات علمی نشریات علمی فارسی دربازه زمانی ده ساله &amp;amp;nbsp;ساله &amp;amp;nbsp;1402- 1392 و نشریات علمی خارجی درفاصله زمانی هشت ساله &amp;amp;nbsp;2023-2015 &amp;amp;nbsp;تعداد 151 مقاله انتخاب شدند و از این میان از نظر روش&amp;amp;shy; شناختی 41 مقاله ملاک&amp;amp;shy; های لازم جهت ورود به فراتحلیل را داشتند که با استفاده از روش مقایسه‌ای (همبستگی) نرم افزار فراتحلیل ؛ بررسی شدند .یافته&amp;amp;shy; ها: براساس اندازه اثرهای ثبت شده در مدل تصادفی بیشترین خلاصه اندازه اثر مربوط به رسانه با 0/56 و مدگرایی با 0/5 و سپس به ترتیب مصرف نمایشی با 0/47، پوشش با 0/47 و در نهایت شبکه‌های اجتماعی با 0.43 اندازه اثر است.درمورد معنی داری ضریب همبستگی آزمون معنی داری دو دامنه انجام شد. طبق نتایج آزمون می‌توان گفت که مطالعات پس از حذف مطالعات اولیه و مشخص شدن اندازه اثر کل مقالات با 0/50 با داشتن ضریب همبستگی پایین &amp;amp;nbsp; (1+نتیجه گیری: بر این اساس می‌توان گفت که بیشتر از آن که نوع استفاده از فضای مجازی بر ارزش&amp;amp;shy;ها و پوشش در مقالات علمی تاثیرگذار باشد، متغیر استفاده از رسانه و برندسازی ملی &amp;amp;nbsp;و مصرف نمایشی منجر به نزول نوع پوشش در ایران به اندازه متوسطی می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعهدات اخلاقی رسانه‌ها در نظام غایت‌گرای اخلاقی اسلام با استنطاق از آیات قرآن کریم</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241959.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با تمرکز بر تعهدات اخلاقی رسانه‌ها در چارچوب نظام غایت‌گرای اخلاقی اسلام، تلاش دارد با استنطاق از آیات قرآن کریم و بهره‌گیری از منابع معتبر اسلامی، الگویی نظری و کاربردی برای تبیین مسئولیت‌های اخلاقی رسانه‌ها ارائه دهد. با توجه به نقش بی‌بدیل رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی و شکل‌دهی به ارزش‌های اجتماعی، بررسی جایگاه اخلاق در عملکرد آن‌ها، به‌ویژه در نظام معرفتی و ارزشی اسلام، ضرورتی دوچندان یافته است. غایت‌گرایی اسلامی با تأکید بر تحقق سعادت اخروی، قرب الهی و اصلاح جامعه، چارچوبی منحصر به‌فرد برای تحلیل کارکردهای رسانه‌ها فراهم می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که عملکرد رسانه نه صرفاً به خود عمل، بلکه به پیامدهای آن نیز توجه دارد.روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، آیات قرآنی، متون تفسیری، روایات معصومینعلیهم‌السلام و کتب فلسفه اخلاق اسلامی انجام شده است. همچنین، برای استخراج اصول اخلاقی رسانه‌ها، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است.یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که التزام به اخلاق غایت‌گرای اسلامی می‌تواند موجب ارتقای اعتماد عمومی، بهبود فضای رسانه‌ای، و تقویت انسجام اجتماعی گردد. در همین راستا، تدوین آیین‌نامه‌های اخلاقی بر مبنای آموزه‌های قرآنی، آموزش مستمر کارکنان رسانه‌ای، ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، و انجام پژوهش‌های کاربردی در حوزه اخلاق رسانه پیشنهاد می‌شود. به‌کارگیری چنین چارچوبی می‌تواند به تحقق رسانه‌ای متعهد، مسئول و همسو با ارزش‌های دینی در جامعه اسلامی یاری رساند.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که نظام اخلاقی اسلام تلفیقی متعادل از دو رویکرد وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی را ارائه می‌دهد. در این چارچوب، رسانه‌ها مکلف‌اند اصولی همچون صداقت در اطلاع‌رسانی، رعایت حریم خصوصی افراد، خودداری از تحریف حقیقت، توجه به پیامدهای اجتماعی محتوا و حفظ مصلحت عمومی را در اولویت قرار دهند. آیاتی مانند ﴿وَلَا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبَاطِلِ﴾، ﴿وَلَا تَجَسَّسُوا﴾ و ﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ﴾ به‌روشنی اصول اخلاقی ناظر بر عملکرد رسانه‌ها را تبیین می‌کنند. علاوه‌براین، پژوهش به چالش‌هایی همچون تعارض میان منافع اقتصادی رسانه‌ها و الزامات اخلاقی، و همچنین نسبت میان آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی پرداخته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی چالش‌های طراحی نظام تنظیم‌گری رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_216651.html</link>
      <description>هدف: موضوع تنظیم‌گری رسانه در آستانه دهه فعالیت وجودی خود در ایران قرار دارد که با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در زمینه حکمرانی تنظیم‌گری رسانه به دلیل پیچیدگی‌های جدید گسترده زیست‌بوم رسانه‌ای جهانی و توسعه پلتفرم‌های رسانه‌ای داخلی، ماهیت در حال تغییر سریع چهارچوب تنظیم‌گری و تحول روابط با ذی‌نفعان و شهروندان، مواجه شده است؛ لذا ترسیم چالش‌های مؤثر بر طراحی نظام تنظیم‌گری رسانه مورد تأکید است. ضرورت طرح این مسئله ازآن‌جهت است که بدانیم چالش‌های تنظیم‌گری رسانه برای ساماندهی زیست‌بوم رسانه‌ها در فضای مجازی روزبه‌روز بیشتر می‌شود و ازاین‌رو کشور ایران نیازمند احصاء دقیق چالش‌های تنظیم‌گری رسانه و بهره‌گیری از حکمرانی رسانه‌ای پویا است. ازاین‌رو هدف این پژوهش تأکید بر ضرورت و توجه به حکمرانی تنظیم‌گری رسانه و بررسی چالش‌های متعدد و متکثر است که باید در مسیر طراحی این نظام مدنظر قرار بگیرد. سؤال اصلی این پژوهش &amp;amp;laquo;موانع و چالش‌های بر سر راه طراحی نظام حکمرانی تنظیم‌گری رسانه در ایران چیست؟&amp;amp;raquo;روش پژوهش: لذا برای پیش برد پژوهش از روش کیفی گراند تئوری رویکرد نظام‌مند استفاده شد و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به طور هدفمند با 16 نفر از خبرگان علمی، ذی‌ربطان و ذی‌نفعان امر تنظیم‌گری رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در کشور بهره گرفته شد.یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان از مؤلفه‌های چالش‌زا در طراحی نظام حکمرانی تنظیم‌گری رسانه در ایران از؛ چالش‌های حقوقی - قانونی، چالش‌های بازار و صنعت رسانه، چالش تعارض منافع، چالش طراحی نهادی - ساختاری، چالش‌های اِعمال تنظیم‌گری رسانه‌ها و چالش‌های آینده تنظیم‌گری، نام برد.نتیجه‌گیری: برای پاسخگویی مناسب به این چالش‌ها، نظام تنظیم‌گری رسانه با یک تغییر پارادایمی مواجه است و ممکن است برای پاسخ‌دهی به این چالش‌ها نیاز به تحول بنیادی در طراحی و ساختار تنظیم‌گری خود داشته باشد یا به‌عبارت‌دیگر، خود را مجدد اختراع کند. طراحی و اجرای مقررات کارآمد از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی بر عملکرد و نقش واسطه‌ای فرهنگ سازمانی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_218937.html</link>
      <description>هدف: شرکتهای بیمه در ایران از یک طرف با فشارهای رقابتی، تغییرات سریع بازار و نیاز به افزایش سرمایه‌گذاری &amp;amp;nbsp;کارآمد، مواجه هستند و از طرف دیگر این شرکتها با مشکلاتی مانند سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی ضعیف، ساختارهای فرهنگی سنتی و فقدان تبدیل دانش به اقدام‌های عملی مواجه هستند که منجر به کاهش رقابت‌پذیری و عملکرد مالی نامطلوب می‌شود. مطالعات انجام شده در صنعت بیمه، ارتباط مستقیم مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی با عملکرد مالی را نشان داده‌اند، اما نقش واسطه‌ای فرهنگ سازمانی در اثر مدیریت دانش بر عملکرد مالی بررسی نشده است.&#13;
روش: روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان مراکز بیمه شهرستان ایرانشهر به تعداد &amp;amp;lrm;337 نفر بود و حجم نمونه آن با استفاده از جدول&amp;amp;nbsp; کرجسی و مورگان &amp;amp;lrm;180 نفر محاسبه که بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش سه پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش، عملکرد مالی و فرهنگ سازمانی بود که پایایی آنها در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 0/79، 0/79و 0/89محاسبه شد.&#13;
یافته‌ها: براساس نتایج حاصل از فرضیه‌های تحقیق، سیستمهای اطلاعاتی و دانشی هم بر فرهنگ سازمانی و هم بر عملکرد مالی شرکتها و مراکز بیمه تاثیر مثبت دارند. همچنین فرهنگ سازمانی این شرکتها و مراکز تاثیر معناداری بر عملکرد مالی آنها دارد.&#13;
نتیجه‌گیری: در نهایت یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی در قالب مدیریت دانش، بر فرهنگ سازمانی اثر می‌گذارد. این سیستم‌ها هم بصورت مستقل و هم از طریق فرهنگ سازمانی به عنوان میانجی، بر عملکرد مالی سازمان تاثیر می‌گذارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تبیین مدل فرایند بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر: رویکرد داده بنیاد و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_220550.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به طراحی و تبیین مدل فرایند بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر و بررسی تأثیر آن بر بهبود فرآیندهای بازاریابی و ارتباطی پرداخته است. با توجه به توسعه روزافزون رسانه‌های دیجیتال، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، شرکت‌های بیمه نیازمند به‌کارگیری روش‌های نوین بازاریابی هستند تا تعاملات خود را با مشتریان بهبود بخشیده و سهم بازار خود را افزایش دهند. هدف این مطالعه ارائه یک مدل جامع و کاربردی برای بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر است که به سازمان‌ها کمک کند تا استراتژی‌های بهینه‌ای برای دستیابی به وفاداری مشتریان و افزایش بهره‌وری بازاریابی اتخاذ کنند.&#13;
روش: این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی و ترکیب دو رویکرد تحلیل داده‌بنیاد و مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) انجام شده است. داده‌های تحقیق از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه بیمه، اساتید دانشگاه، و مدیران بازاریابی شرکت‌های بیمه جمع‌آوری شده است. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت بیمه بوده که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده‌های گردآوری‌شده طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر این اساس، مدل نهایی ارائه شده است. سپس، مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای تعیین روابط بین متغیرهای کلیدی و سطح‌بندی آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فرآیند بازاریابی رسانه متقاطع تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که در پنج بُعد اصلی طبقه‌بندی شده‌اند. عوامل علی شامل عوامل مدیریتی، پتانسیل مالی، پتانسیل ارتباطی، ویژگی‌های مشتری و رفاه و آسایش است که به‌عنوان عناصر کلیدی اثرگذار بر بازاریابی رسانه متقاطع شناسایی شدند. شرایط مداخله‌گر شامل چالش‌های محیطی، تغییرات فناوری، و موانع قانونی است که می‌توانند اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی را تحت تأثیر قرار دهند. شرایط زمینه‌ای شامل ظرفیت‌های دیجیتال، زیرساخت‌های ارتباطی و میزان آگاهی و دانش مشتریان از خدمات بیمه‌ای است. راهبردهای کلیدی نیز شامل بهبود کسب‌وکار، توسعه دانش و آموزش، و ترویج نوآوری و خلاقیت است که به‌عنوان مهم‌ترین استراتژی‌های بهینه‌سازی بازاریابی رسانه متقاطع شناسایی شدند. در نهایت، پیامدهای نهایی شامل افزایش وفاداری مشتریان، بهبود تبلیغات شفاهی و ویروسی، افزایش نرخ تعامل با برند و ارتقای رضایت مشتریان از خدمات بیمه‌ای است.&#13;
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که پیاده‌سازی مدل بازاریابی رسانه متقاطع می‌تواند به‌طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بیمه عمر شود. بهره‌گیری از تکنیک‌های دیجیتال و ترکیب چندین کانال ارتباطی به شرکت‌های بیمه امکان می‌دهد تا تعاملات خود را با مشتریان بهینه‌سازی کنند، شناخت بهتری از نیازهای آن‌ها به دست آورند و تجربه کاربری بهتری ایجاد کنند. این استراتژی‌ها منجر به تقویت اعتماد مشتریان، افزایش سهم بازار و کاهش هزینه‌های تبلیغاتی در مقایسه با روش‌های سنتی بازاریابی خواهد شد. در نهایت، نتایج تحقیق حاکی از آن است که موفقیت در اجرای بازاریابی رسانه متقاطع به اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده، بهینه‌سازی زیرساخت‌های دیجیتال و افزایش آگاهی مشتریان از خدمات بیمه‌ای بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سطح کیفیت تعامل و تجربه کاربر با محتوای خبری در فضای مجازی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_227552.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به بررسی راهکارهای ارتقای تجربه کاربری و تعامل با محتوای خبری در فضای مجازی می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، بهبود کیفیت تجربه کاربران در تعامل با محتوای خبری در فضای مجازی است. اهداف فرعی شامل شناسایی معیارهای محتوای خبری مناسب بر اساس نیازها و ترجیحات کاربران و بهینه‌سازی تأثیرگذاری محتوای خبری ارائه‌شده در بستر فضای مجازی می‌باشد.روش پژوهش: این تحقیق از رویکردی کیفی بهره می‌برد و با استفاده از تحلیل مضمون، داده‌های جمع‌آوری‌شده از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته را بررسی می‌کند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شده و شرکت‌کنندگان از میان متخصصان رسانه‌های خبری و فناوری دیجیتال انتخاب شده‌اند.یافته‌ها: یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که تجربه و تعامل کاربران با محتوای خبری آنلاین تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل مرتبط و به‌هم‌پیوسته قرار دارد. از جمله این عوامل می‌توان به طراحی مناسب تجربه کاربری شامل سرعت بارگذاری بالا، سازگاری با موبایل، امنیت و امکانات تعاملی اشاره کرد. همچنین، محتوای باکیفیت، مرتبط و چندرسانه‌ای همراه با روایت‌پردازی شفاف و اخلاق‌مدار، نقش مؤثری در افزایش اعتماد و رضایت کاربران دارد. اعتمادسازی نیز از طریق پاسخ‌گویی، شفافیت و ارتباط دوسویه حاصل می‌شود، به‌ویژه در رسانه‌های دولتی که اعتبار رسانه اهمیت بیشتری می‌یابد. بازتعریف سیاست‌های خبری سنتی و توجه به نیازهای واقعی کاربران، همراه با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و خط‌مشی‌های تحریری روشن، در شکل‌گیری گفتمان رسانه‌ای مؤثر هستند. در نهایت، عوامل فردی مانند سواد دیجیتال، زمینه اجتماعی-فرهنگی و ویژگی‌های شناختی کاربران نیز در نحوه تعامل آنان با اخبار مؤثر است، و لازم است در فرایند شخصی‌سازی محتوا از ایجاد فیلترهای اطلاعاتی و سوگیری‌های پنهان پرهیز شود.نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها، استراتژی‌هایی مانند افزایش تعامل کاربر از طریق رسانه‌های اجتماعی و ابزارهای چندرسانه‌ای، بهبود دسترسی به محتوا و قابلیت جستجو، ترویج سواد رسانه‌ای و مهارت‌های تفکر انتقادی در بین کاربران، و اتخاذ دستورالعمل‌های اخلاقی و شیوه‌های گزارش‌دهی شفاف برای ایجاد اعتماد پیشنهاد می‌شود. سازمان‌های رسانه‌ای، به‌ویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، می‌توانند از نتایج این مطالعه برای بهبود پلتفرم‌های دیجیتال خود، جذب مخاطبان بیشتر و ارائه محتوای خبری قابل‌اعتماد به شیوه‌ای جذاب و کاربرپسند استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین رسانه‌های اجتماعی در راستای ارتقای سلامت اداری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_221360.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی در راستای ارتقای سلامت اداری انجام شده است.روش پژوهش: &amp;amp;nbsp;تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- همبستگی و از حیث نحوه گردآوری داده&amp;amp;shy;های تحقیق از نوع پیمایشی می&amp;amp;shy;باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد شاغل در شهرداری تهران و همچنین اساتید و محققان دانشگاهی بود که تعداد 450 نفر شناسایی شد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که براساس فرمول کوکران تعداد 207 به عنوان نمونه انتخاب شد. روش گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی بود که از پرسشنامه رسانه های اجتماعی توسط جهانبانی (1397) و سلامت اداری با پرسشنامه هوی و فیلدمن (۱۹۹۶) استفاده شده است. داده&amp;amp;shy;های جمع&amp;amp;shy;آوری شده در نرم&amp;amp;shy;افزار Spss-26 با روش همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن نشان داد که کلیه اعداد بین صفر تا یک می باشند و سطح معنی داری ضرایب همبستگی کمتر از 05/0 می&amp;amp;shy;باشد در نتیجه فرضیه صفر رد شده و فرضیه مقابل تایید می&amp;amp;shy;شود و نشان می&amp;amp;shy;دهد بین کلیه متغیرهای پژوهش، همبستگی معنادار وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه &amp;amp;nbsp;نشان داد که سطح معنی&amp;amp;shy;داری برای مؤلفه&amp;amp;shy;های متغیر رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی (میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد) از 05/0 کمتر است، بنابراین با اطمینان 95 درصد حضور این سه متغیر مستقل برای پیش بینی ارتقای سلامت اداری معنادار است.نتیجه گیری: می&amp;amp;shy;توان گفت تأثیر مؤلفه نوع استفاده متغیر رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی بر ارتقای سلامت اداری، بیشتر از تاثیر مؤلفه میزان استفاده و میزان اعتماد رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی بر متغیر وابسته بوده است. در جهت تبیین یافته&amp;amp;shy;های می&amp;amp;shy;توان بیان نمود کرد که دولت‌ها در سراسر جهان شروع به مهار اینترنت و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات مرتبط (ICT) کرده‌اند تا به تمایل شهروندان برای دسترسی بیشتر به اطلاعات، شفافیت سازمانی، تصمیم‌گیری مشارکتی و دسترسی به خدمات عمومی رسیدگی کنند. یکی از کانال‌هایی که از طریق آن این اهداف دنبال می‌شوند، رسانه‌های اجتماعی هستند که شامل سایت‌های شبکه‌ای خارج از قفسه، مانند فیس‌بوک، سرویس‌های میکروبلاگینگ، مانند توییتر، و پلتفرم‌های انتشار اطلاعات، مانند یوتیوب است. این علاقه به رسانه‌های اجتماعی با وعده دولت الکترونیک برای &amp;amp;laquo;توانمندسازی ذینفعان و دولت برای برقراری ارتباط، همکاری و مشارکت در حکومت&amp;amp;raquo; هدایت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل سبد برنامه عملیاتی هدفمند در رسانه‌های خبری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_238666.html</link>
      <description>هدف: هدف از اجرای این پژوهش شناسایی برنامه‌های عملیاتی و ارائه سبدی از این نوع برنامه‌ها است که بتواند به تحقق حداکثری اهداف رسانه‌های خبری منجر شود.روش‌شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ نوع از نوع آمیخته (کیفی و کمی)، بر اساس مبنا از نوع پیمایشی و به لحاظ ماهیت از نوع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-تحلیلی است و به‌منظور ارائه راه‌حل‌های عملی بر نیازهای حوزه رسانه خبری طراحی شده است. جمع‌آوری و تحلیل داده‌های پژوهش در یک مقطع زمانی خاص (پاییز 1403) بوده است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان و کارکنان حوزه رسانه‌های خبری هستند که در بخش کیفی 20 نفر از خبرگان و در بخش کمی 384 نفر از کارکنان رسانه‌های خبری به‌عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. در این مطالعه، جهت ارائه مدل سبد برنامه‌های عملیاتی از روش مرور سیستماتیک، تکنیک غربال‌گری و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است.یافته‌ها: در این پژوهش در راستای تحقق اهداف سازمانی رسانه‌های خبری، 8 برنامه عملیاتی شامل افزایش سطح اطمینان و اعتماد مخاطبین، ارتقای مزیت‌های رقابتی، گسترش و تشدید برنامه لجستیک معکوس، تمرکز بر عدالت و برابری در انتشار اخبار، اتخاذ شیوه‌های رهبری تحول‌آفرین، افزایش هویت و ارزش برند، افزایش منابع در دسترس (زیرساخت، مالی، انسانی و تجهیزات) و پوشش کامل و دقیق اخبار جهت تحقق اهداف رسانه‌های خبری شناسایی شدند که بر اساس مدل معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد کلیه برنامه‌های عملیاتی (به‌جز ارتقای مزیت‌های رقابتی) بر تحقق اهداف سازمانی رسانه‌های خبری در شهر تهران اثر مثبت و معناداری دارند.نتیجه‌گیری: این پژوهش درک و دانش جدیدی را در حوزه رسانه‌های خبری در اختیار قرار می‌دهد. به‌طور خاص این مطالعه با ارائه مدل سبد برنامه عملیاتی هدفمند در رسانه‌های خبری، ضمن شناسایی برنامه‌های عملیاتی رسانه‌های خبری، اثرگذاری هر یک از این برنامه‌ها را بر اهداف آن‌ها مورد سنجش قرار داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی زنان افغانستان قبل و بعد از حاکمیت طالبان در رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور(مطالعه وب‌سایت های بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_221851.html</link>
      <description>هدف: تصویری که ما از دنیای پیرامونمان داریم، در بسیاری از موارد ناشی از تجربه مواجهه با گزارش‌ها و تصاویری است که به‌وسیله رسانه‌ها ارائه شده است. چگونگی بازنمایی زنان در رسانه‌ها نیز به ایدئولوژی، عقاید و اهداف تولیدکنندگان محتوا مرتبط است و بازنمایی‌های متفاوت، تفسیرهای متفاوتی را از سوی مخاطبان در پی خواهد داشت. در بسیاری از موارد تصویری که رسانه‌ها از جریان زندگی زنان ارائه می‌دهند، برساخت واقعیت دلخواه رسانه‌ها از زنان در چارچوب ایدئولوژی حاکم بر رسانه‌شان است و&amp;amp;nbsp; تعریفی که رسانه‌ها از زنان ارائه می‌دهند اغلب تکرار نقش‌های کلیشه‌ای و تصورات قالبی در مورد آن‌هاست. اگرچه رسانه‌ها همواره مدعی انعکاس بی طرفانه دیدگاه‌های مخاطبان خود هستند اما در عمل مطالبی را انتخاب می‌کنند که مطابق ایدئولوژی و خط مشی رسانه آن‌هاست و با نادیده گرفتن دیدگاه‌های مخالف، آراء و اندیشه مخالف را مسکوت می‌گذارند. از همین روی هدف این پژوهش بررسی نحوه بازنمایی زنان افغان در دوران حاکمیت طالبان و پیش از آن در وب‌سایت‌های خبری بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا در سال‌های 1399-1400 است.روش پژوهش: در این تحقیق با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا به بازنمایی نقش زن در محتوای رسانه‌ای پرداخته شده‌ است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که سوگیری در پوشش رسانه‌ای اخبار زنان امری متداول است و بر این اساس می‌توان گفت، در هر دو وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا در هر دو سال مورد مطالعه در اخبار تصویری منفی از زنان افغان ارائه شده‌است.نتیجه‌گیری: به طور کل، رویکرد این دو رسانه نسبت به مسائل زنان سیاه‌نمایانه است. در رادیو فردا چه پیش از حاکمیت طالبان چه پس از آن، بازنمایی زنان افغان، کاملا منفی است حال آنکه بی‌بی‌سی فارسی در بازنمایی زنان افغان توجهی هرچند ناچیز به اخبار مثبت حوزه زنان داشته ؛ هر چند که با روی کار آمدن طالبان، پوشش اخبار مثبت در بی‌بی‌سی فارسی هم کاهش داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل تأثیر گذار در کارآفرینی در مطبوعات محلی ( مطالعه موردی: مطبوعات شهر همدان)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_222427.html</link>
      <description>هدف: کارآفرینی رسانه ای حوزه مطالعاتی نوپایی است که از دیدگاه های گوناگونی قابل مطالعه است. یکی از این دیدگاه ها، انجام فعالیت های کارآفرینانه سازمان رسانه ای است که به چگونگی پرورش و ارتقای فعالیت های کارآفرینانه درون صنعت رسانه می پردازد.روش: پژوهش حاضر به بررسی عوامل تأثیر گذار در ارتقای کارآفرینی سازمانهای رسانه ای شهر همدان پرداخته است. فرضیه تحقیق حاضر این است که کدام متغیرها در پرورش کارآفرینی سازمانی در سازمانهای رسانه ای کشور تأثیر گذار هستند. برای یافتن پاسخ مطالعه موردی روی مطبوعات محلی شهر همدان با روش پیمایشی صورت گرفته است. با استفاده از چارچوب مفهومی شامل شش متغیر &amp;amp;nbsp;رفع موانع، بعد پاداش دهی ، انگیزه کارکنان، بعد تامین حمایت مدیریتی، بعد تفویض اختیار، بعد زمان کافی به ارتباط هر یک از آنها با متغیر وابسته کارآفرینی سازمانی پرداخته شد. جامعه این پژوهش شامل &amp;amp;nbsp;همه کارکنان و مدیران فعال در روزنامه های محلی شهر همدان بودند و از نمونه گیری تصادفی استفاده شد که 227 نفر انتخاب شدند. پرسشنامه ای شامل ۳۲ سؤال ارائه شد که با استفاده از آزمون های یک نمونه ای و بیتومینال بسته به نوع توزیع نرمال یا غیر نرمال نسبت به شناسایی تأثیر آنها با کارآفرینی در سازمان رسانه ای تحلیل به عمل آمد.&#13;
یافته های پژوهش: در این پژوهش که مولفه های مهم و موثر کارآفرینی سازمانی مورد بررسی قرار گرفته نشان می دهند که توجه متوازن به این ابعاد می تواند سبب افزایش سطح کارآفرینی شود. با این حال هر یک از زمینه های ذکر شده چنان وسیع است که متغیرهای متعددی در شکل گیری آنها دخیل اند.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: در نتیجه پژوهش تأثیرگذاری مستقیم متغیرها همه به جز &amp;amp;nbsp;زمان کافی &amp;amp;nbsp;با کارآفرینی سازمانی مورد تأیید قرار گرفت . پژوهشگران پیشنهاد می کنند مدیران سازمانهای رسانه ای با توجه به تأثیر متغیرهای بررسی شده شرایط مناسب جهت اقدامات کارآفرینانه را برای کارکنان ایجاد کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه پیمان جهانی دیجیتال در نظم در حال تحول حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_228584.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی پیمان جهانی دیجیتال، اهداف، ویژگی ها و کاستی های آن از منظر حقوق بین‌الملل و نحوه اجرای بین‌المللی منطقه ای آن است. در ادامه این پژوهش سعی دارد تا جایگاه این پیمان را در نظم در حال تحول حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال ترسیم کند.&#13;
روش پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه فرایند تدوین و نظام نهادی پیشنهادی پیمان جهانی دیجیتال می‌پردازد. در این راستا، از اسناد رسمی و نظرات نهادهای ذی‌ربط برای ترسیم جایگاه این پیمان در نظم حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال استفاده شده است.&#13;
یافته ها: پیمان جهانی دیجیتال، که در سال ۲۰۲۴ توسط سازمان ملل متحد تصویب شد، در پی آن است که اصولی مشترک و بین‌المللی برای حکمرانی فضای دیجیتال است ارائه کند. با این حال، تحلیل‌های انتقادی نسبت به توازن قدرت و بازتولید نابرابری میان شمال و جنوب هشدار داده‌ و هرچند تأسیس دفتر فناوری‌های دیجیتال و نوظهور نشان از عزم سازمان برای نهادینه‌سازی پیمان دارد اما با چالش های نهادی متعددی روبرو است.&#13;
نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که پیمان جهانی دیجیتال نقطه عطفی در حکمرانی دیجیتال است که با اصول چندبازیگرانه و حقوق بشری، به دنبال مقابله با چالش‌های فناوری‌های نوظهور است اما با توجه به تغییرات پرشتاب فناوری و غیر الزام آور بودن آن، این موفقیت به عزم جامعه جهانی برای پیاده‌سازی مؤثر، اراده سیاسی کشورها و نهادینه‌سازی آن در ساختارهای موجود بین‌المللی بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر اشاعه اطلاعات نادرست در بین شهروندان تهران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_233340.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر اشاعه اطلاعات نادرست در بستر فضای ارتباطی شهروندان تهرانی و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین آن است. در شرایطی که صحت اخبار یکی از اصول بنیادین ارتباطات است، رشد بی‌رویه شبکه‌های اجتماعی، در کنار ضعف در سازوکارهای راستی‌آزمایی، موجب شده بسترهای مجازی به محل گسترش اطلاعات نادرست بدل شوند. این پژوهش تلاش دارد از طریق تحلیل تجارب و دیدگاه‌های کنشگران رسانه‌ای، سازوکار این پدیده را در سه سطح فردی، رسانه‌ای و نهادی واکاوی کند.روش پژوهش: مطالعه حاضر به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون استقرایی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان رسانه‌ای، دانشگاهی و سیاست‌گذاران حوزه ارتباطات گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند و روند مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MaxQDA و در قالب کدگذاری چندمرحله‌ای انجام شد که در نتیجه آن، ۱۳۱ کد پایه، ۴۰ مضمون سازمان‌دهنده و ۴ مضمون فراگیر استخراج شد.یافته ها: بر اساس یافته‌ها، مدل مفهومی اشاعه اطلاعات نادرست در این پژوهش از چهار بُعد اصلی تشکیل شده است: بسترها و ساختارهای کلان (نظارتی، فرهنگی، فناورانه)، سازوکارهای تسهیل یا مهار گردش اطلاعات (الگوریتم‌ها، سوگیری‌ها، خط‌مشی‌ها)، پیامدهای روانی، اجتماعی و نهادی و راهبردهای ارتقایی و بازدارنده. این مدل، با ترسیم روابط تعاملی میان سطوح مختلف، نشان می‌دهد که پدیده اطلاعات نادرست تنها یک اختلال فردی یا رسانه‌ای نیست، بلکه ریشه در نظام حکمرانی، فرهنگ دیجیتال و کیفیت تعاملات نهادی دارد.نتایج:&amp;amp;nbsp;در طراحی مدلی بومی و ترکیبی برای فهم پدیده اشاعه اطلاعات نادرست در بافت شهری ایران است که قابلیت کاربرد در سیاست‌گذاری‌های ارتباطی، آموزش سواد رسانه‌ای و توسعه زیرساخت‌های مقاوم اطلاعاتی را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعامل هیبریدی بین انسان و هوش مصنوعی در فضای مجازی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_214062.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش بررسی ماهیت سیستم &amp;amp;shy;های هوش مصنوعی هیبریدی برای غلبه بر کاستی&amp;amp;shy;های سیستم&amp;amp;shy;های هوش مصنوعی برمبنای تمرکز بر بهینه&amp;amp;shy; سازی هوش مصنوعی برای درک جامع&amp;amp;shy;تر از انسان&amp;amp;shy; ها و شبیه&amp;amp;shy; سازی به عنوان عضوی از اعضا جامعه انسانی است.روش پژوهش: در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. طی فرآیند انتخاب اسناد ، از مجموع93 سند و منبع به دست آمده 55 مورد حذف و 38 مورد از آنها (که به صورت کلی یا جزئی) موضوع آنها در برگیرنده عنوان پژوهش بود انتخاب و به صورت تمام شماری، بررسی و تحلیل شدند.یافته&amp;amp;shy; ها: در تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی علاوه بر رفتاری بر پایه الگوریتم&amp;amp;shy; ها که(به طور منطقی فکر کنند و به طور منطقی عمل کنند) این بار سیستم &amp;amp;shy;هایی هستند که(مانند انسان فکر کنند و مانند انسان عمل کنند) تا شاهد شبیه &amp;amp;shy;سازی رفتار هوشمندانه&amp;amp;shy; تری در حد انسان در همه امور شناختی باشیم.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy; گیری: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی (ماشین) و ارتقا و بهینه&amp;amp;shy; سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط موثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن از سمت کاربران چرخه متقاعد کننده&amp;amp;shy;ای بر مبنای فناوری هم&amp;amp;shy;زیست از نوع همکاری ، آگاهی مشترک و تصمیم&amp;amp;shy;گیری انسانی را نشان می&amp;amp;shy;دهد. در این پژوهش به مضامینی تقویت شده بر مبنای تعامل هیبریدی با توجه به مدیریت دانش و هوش انسانی بر مبنای خلاقیت، که منجر به کاهش میانگین خطا و در نتیجه رسیدن به یک روند تعاملی پایدار در ارتباط انسان و هوش مصنوعی خواهیم بود. بنابراین می &amp;amp;shy;توان میزان پذیرش فناوری را تا به اندازه پذیرش به عنوان عضوی از اعضای جامعه انسانی ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل‌گفتمان اخبار وب‌سایت ایران‌اینترنشنال در انتخابات مجالس خبرگان و شورای‌اسلامی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_245047.html</link>
      <description>هدف: انتخابات، یکی از ارکان دموکراسی است که سازوکاری برای حضور و چرخش نخبگان در قدرت فراهم می‌آورد. جمهوری‌اسلامی نیز همواره داعیه‌دار جمهوریت (در کنار اسلامیت) بوده‌است. لذا یکی از عرصه‌های تخاصم رسانه‌های بیگانه، تلاش برای اثرگذاری بر انتخابات است. هدف این‌پژوهش، شناخت نگرش و گفتمان شبکه ایران‌اینترنشنال در انتخابات مجالس خبرگان و شورای اسلامی 1402 است.روش: این مقاله بر پایه روش تحلیل‌گفتمان انتقادی و با رویکردی ترکیبی مرکّب از تحلیل‌گفتمان انتقادی با تأکید بر مدل سه‌سطحی ون‌دایک و روش تحلیل‌گفتمان لاکلائو-موفه تدوین شده‌است. بدین‌ترتیب 229 متن خبری از وب‌سایت ایران‌اینترنشنال مربوط به بازه اول بهمن تا 11 اسفند 1402 با درنظرگیری قاعده قطب‌بندی و لحاظ کردن بافت سیاسی-اجتماعی متن‌ها موردمطالعه قرارگرفت. سپس داده‌ها به‌کمک نرم‌افزار مکس‌کیودی‌ای تحلیل و دال‌های گفتمان استخراج‌شد.یافته‌ها: همچون انتخابات‌های سالیان اخیر، &amp;amp;laquo;مشارکت حداکثری&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;تحریم‌انتخابات&amp;amp;raquo; گفتمان‌های متخاصم فعال در عرصه انتخابات بوده‌اند. در این‌میان، ایران‌اینترنشنال مروّج گفتمان تحریم انتخابات بوده و سعی‌کرده‌است با برجسته‌سازی اوضاع نامساعد اقتصادی جامعه و اختلافات درونی جریانات سیاسی، مأیوس‌کردن مردم از تأثیربخشی آرای‌شان، افشای فسادهای مالی کارگزاران حکومت، بازنمایی جمهوری‌اسلامی به‌عنوان رژیمی امنیتی و سرکوبگر و نهایتا طرد و نفی جریانات میانجی و اصلاح‌طلب، از حضور مردم در انتخابات بکاهد و مشارکت آن‌ها را کمک به‌استمرار وضع کنونی و بازتولید فساد و خشونت معنا کند. این‌رسانه همچنین با اتخاذ رویکردی تعاملی و افقی‌کردن جریان ارتباطی با مخاطب، کوشیده‌است خود را نماینده مطالبات مردم نشان‌دهد و بدین‌طریق بر سرمایه اجتماعی خود بیافزاید.نتایج: نتایج تحقیق مبیّن آن است که مقصود غایی ایران‌اینترنشنال از برکشیدن ایده تحریم انتخابات و دامن‌زدن به کارزار تشدید قطبی‌سازی جامعه، مشروعیت‌زدایی تدریجی از جمهوری‌اسلامی و تسلط ایده براندازی است. دراین‌راستا، ضمن طرد و نفی جریانات سیاسی معتدل و میانجی و برجسته‌کردن اختلافات قومی و مذهبی، دست به‌برساخت بدیل‌هایی در تقابل با جمهوری‌اسلامی نیز زده‌است</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی مدل بومی بازاریابی محتوای شبکه های اجتماعی در ایران با رویکرد داده بنیاد</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_245300.html</link>
      <description>هدف: بازاریابی محتوا شامل ایجاد و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و منظم برای جذب و تعامل با مخاطب هدف است. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی بازاریابی محتوای شبکه‌های اجتماعی در ایران انجام شده است.روش پژوهش: روش پژوهش کیفی از نوع گراندد تئوری بود. مشارکت کنندگان شامل اساتید و متخصصان حوزه ارتباطات و بازاریابی بودند. حجم نمونه شامل 10 متخصص و استاد این حوزه بودند که با توجه به اصل اشباع نظری و به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل داده‌ها از روش کدگذاری استفاده شد.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که 335 مضمون شناسایی شدند که در قالب 71 کد و در قالب چهار مقوله کلان شامل رویکردها، ویژگی‌ها، اختلالات و مشکلات بازاریابی محتوا دسته بندی شدند. یافته‌ها همچنین نشان داد که تغییر نگرش از مخاطب به کاربر فعال، تولید محتوای هدفمند و متمرکز بر نیازهای اطلاعاتی، آموزشی و سرگرمی کاربران از عوامل اساسی در موفقیت بازاریابی محتوای شبکه‌های اجتماعی است. همچنین، شرایط مداخله‌گر مانند بازاریابی سنتی، تولید محتوای بی‌هدف و انباشت اطلاعاتی، چالش‌هایی هستند که باید برای اجرای مدل بومی بازاریابی محتوا برطرف شوند.نتایج: راهبرد اصلی مدل پیشنهادی، تمرکز بر تداوم تولید محتوای باکیفیت و هدفمند است که هم‌زمان موجب جذب و نگهداشت کاربران به‌عنوان سرمایه سازمان و افزایش فروش محصولات می‌شود. این مدل می‌تواند به سازمان‌ها کمک کند تا با استفاده از رویکرد بومی و سازگار با فرهنگ و نیازهای کاربران ایرانی، از ظرفیت‌های شبکه‌های اجتماعی به‌صورت مؤثر بهره‌برداری کنند. این پژوهش زمینه‌ساز استفاده علمی و عملی از بازاریابی محتوای بومی در ایران است و به شرکت‌ها و برندها راهکارهایی ارائه می‌دهد که بتوانند از فرصت‌های فضای سایبری به‌طور بهینه استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حماسه عاشورا به مثابه رسانه با تاکید بر مولفه های تصویری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_246610.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با تمرکز بر حماسه عاشورا به‌عنوان رویدادی دینی ـ تاریخی، در پی آن است تا چگونگی بازنمایی این واقعه در فضای رسانه‌ای و به‌ویژه شبکه اجتماعی اینستاگرام را بررسی کند. هدف اصلی، شناسایی مؤلفه‌های تصویری، سبک‌های بازنمایی و راهبردهایی است که به تقویت کارکرد رسانه‌ای و انتقال مفاهیم معنایی عاشورا کمک می‌کنند.&#13;
روش: تحقیق حاضر با رویکردی ترکیبی انجام شده است. در بخش کیفی، از تحلیل مضمون بر پایه مصاحبه‌های عمیق با پژوهشگران و متخصصان حوزه‌های ارتباطات، رسانه و مطالعات دینی استفاده شد. در کنار آن، تحلیل نشانه‌شناختی تصاویر و ویدئوهای مرتبط با عاشورا که در سال ۱۴۰۳ در اینستاگرام منتشر شده‌اند، به‌منظور بررسی سازوکارهای بصری و معنایی بازنمایی این حماسه صورت گرفت.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که بازنمایی حماسه عاشورا در اینستاگرام بر ترکیبی از عناصر تصویری تثبیت‌شده و خلاقانه استوار است. نمادهایی چون پرچم، رنگ‌های سرخ و سیاه، تصاویر آیینی و نشانه‌های استعاری، نقش مهمی در انتقال مفاهیمی مانند فداکاری، مظلومیت، مقاومت و شهادت دارند و با ایجاد بار عاطفی، موجب درگیرسازی مخاطب می‌شوند. تحلیل مصاحبه‌ها حاکی از آن است که تولیدکنندگان محتوا با شناخت منطق شبکه‌های اجتماعی، تصاویر را برای افزایش دیده‌شدن و بازنشر طراحی می‌کنند. این بازنمایی‌ها اغلب چندلایه‌اند و پیام عاشورا را فراتر از مرزهای مذهبی منتقل می‌سازند.&#13;
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بهره‌گیری از تصاویر و نشانه‌های بصری در فضای دیجیتال، ظرفیت قابل‌توجهی برای گسترش مفاهیم عاشورا، به‌ویژه در میان نسل جوان و کاربران شبکه‌های اجتماعی، فراهم کرده است. این روند افزون بر تقویت هویت دینی و فرهنگی در سطح ملی، زمینه انتقال و بازنمایی جهانی این حماسه را نیز فراهم می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل الگوی محتوایی و موضوعی در مطبوعات دینی محلی دوره قاجار </title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_246719.html</link>
      <description>هدف: این مقاله با رویکردی کاربردی و با هدف دستیابی به مضامین و مفاهیم محتوایی و موضوعی نوشتاری به‌کار برده شده در نشریات محلی تخصصی نگاشته شده است هدف اصلی آن، تحلیل الگوی محتوایی مطبوعات دینی محلی دوره قاجار از منظر میزان پرداختن به مسائل بومی، موضوعات سراسری و مباحث تخصصی دینی است.روش پژوهش: در این مقاله سعی بر این است که مطبوعات محلی تخصصی را در چارچوب موضوعی مطبوعات دینی (سه نشریه الاسلام اصفهان، الاسلام شیراز و الدین والحیوه تبریز) مورد بررسی و سنجش قرار داده و مفاهیم مندرج در آن را مورد بازاندیشی قرار دهیم. بدین قرار از روش توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر مطالعات اسنادی/کتابخانه‌ای است به‌همراه استفاده از رویکرد تحلیل متن استفاده کرده و با تشکیل زنجیره مفاهیم استخراج‌شده، به واکاوی و استخراج مضامین اصلی مندرج در نشریات محلی تخصصی که صبغه دینی دارند، پی خواهیم برد.یافته‌ها: در این مقاله یافته‌ها حاکی از آن است که مضامین و مفاهیمی همچون مناظرات دینی، زن در اسلام، حجاب در اسلام، اسلام و پیشرفت، آسیب‌شناسی جوامع اسلامی، علوم جدید در اسلام، شیوه‌های جدید ترویج دین، ظلم در اسلام و نظایر آن از جمله مهم‌ترین مفاهیم مستتر در مطلب نشریات دینی محلی تلقی می‌شوند. نتیجه‌گیری: در مجموع نشریات دینی محلی دوره قاجار را می‌توان از منظر شیوه روزنامه‌نگاری و تخصصی بودن موفق و از منظر محتوا و به‌کار بردن مضامین دقیق، محافظه‌کار و دارای مشیء پرهیزگرایانه دانست وهمین نکته باعث شده تا در نهایت، دوام چندانی نیابند و ارتباط وثیقی با مخاطب زمانه خود پیدا نکنند. همچنین نقطه ضعف عمده این نشریات، نپرداختن به مسائل محلی ودغدغه‌های جوامع بومی است. کم‌تر مطلبی در این نشریات به‌چشم می‌خورد که دارای نگاهی محلی باشد. دست‌کم مسائل و آسیب‌های جامعه بومی خویش را از منظر دین بکاود و یا کاستی‌های آن را نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی آسیب‌های ارتباطات درون‌سازمانی در شرکت‌های پتروشیمی منطقه عسلویه</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_247541.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف شناسایی آسیب‌های ارتباطات درون‌سازمانی در شرکت‌های پتروشیمی منطقه عسلویه انجام شده است.روش: مطالعه با رویکرد آمیخته (کیفی&amp;amp;ndash;کمی) انجام گرفت. در بخش کیفی، با بهره‌گیری از روش تحلیل مضمون و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۷ مدیر روابط‌عمومی از طریق نرم‌افزار MAXQDA، پنج مضمون اصلی شناسایی شد. در بخش کمی، مضامین استخراج‌شده به پرسشنامه محقق‌ساخت تبدیل و توسط ۳۸۷ نفر از کارکنان پتروشیمی‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزارهای SPSS و SmartPLS انجام شد.یافته‌ها: تحلیل داده‌های کیفی منجر به شناسایی ۵ مضمون اصلی &amp;amp;laquo;حاکمیت و رهبری ارتباطی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;منابع و توسعه ارتباطی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هویت و انسجام سازمانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;چالش‌های ارتباطی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;پویایی نیروی انسانی&amp;amp;raquo; گردید. نتایج بخش کمی نشان داد که &amp;amp;laquo;حاکمیت و رهبری ارتباطی&amp;amp;raquo; با ضریب مسیر ۷۶۶/۰، بیشترین تأثیر را بر هویت سازمانی دارد. همچنین چالش‌های ارتباطی با ضریب ۷۴۲/۰، نیاز به توسعه منابع ارتباطی را افزایش می‌دهند. اعتبار مدل با شاخص Q&amp;amp;sup2; تأیید شد.نتایج: ناکارآمدی ارتباطات عمدتاً ناشی از ضعف در رهبری، کمبود منابع، نیروی انسانی ناکارآمد، فقدان فرهنگ سازمانی مطلوب، و شرایط ساختاری خاص است. ارتباطات درون‌سازمانی به‌عنوان سرمایه‌ اجتماعی، تأثیر مستقیم بر رضایت شغلی، وفاداری کارکنان و مسئولیت اجتماعی دارد. مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان چارچوبی کاربردی برای بهبود ارتباطات در محیط‌های پیچیده صنعت نفت به‌کار گرفته شود.  برای کاهش آسیب‌های ارتباطات درون‌سازمانی، تقویت رهبری ارتباطی مدیران، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی و بهبود فرهنگ سازمانی ضروری است. پیشنهاد می‌شود با تشکیل کارگروه‌های حل تعارض و توانمندسازی مدیران در مهارت‌های ارتباطی، زمینه بهبود بهره‌وری سازمانی فراهم شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کیفی دیوارنگاره های شهرتهران با تاکید بر طبقه بندی مضامین و صور بیانی / بصری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241247.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام تحقیق، شناسایی مضامین دیوارنگاره‌های شهر تهران و چگونگی سازمان‌یافتگی آنها با توجه‌ به صور بیانی و بصری و مقایسه‌ی آنها است.روش: در این تحقیق از روش کیفی و به طور مشخص از روش تحلیل محتوای کیفی و روش نشانه شناسی با رویکرد رولان بارت و استوارت هال استفاده شده است. برای اجرای این تحقیق، تصاویر دیوارنگاره‌های پنج میدان با اهمیت شهر تهران یعنی میادین ولی‌عصر، انقلاب، فلسطین، جهاد و ونک از سال 1399 تا 1404 مورد پژوهش قرار گرفته‌اند.یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، برخی مضامین دیوارنگاره‌ها فقط از یک بسامد معانی برخوردار هستند و برخی دیگر دارای چندین بسامد معانی هستند. در حوزه اجتماعی، مضامین جمعیت و خانواده و خدمات اجتماعی و رفاهی، بسامد معانی بیشتری داشتند. مضامین مناسبت‌ها و آئین‌های دینی و همچنین آئین‌ها و جشن‌های ملی در حوزه مضامین فرهنگی/دینی، بسامد قابل توجهی داشتند. در حوزه سیاسی، مضمون تهدید اسرائیل و همچنین قدرت موشکی ایران دارای بسامد معانی قابل توجهی هستند.نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که تقریباً تمامی مضامین از مضامین اجتماعی تا سیاسی در حول مبانی ایدئولوژیک نظام سیاسی ایران، سازمان یافته‌اند. از صور بیانی متنوعی استفاده شده که دراین‌بین خطاب شعاری و خطاب نوشتاری از اهمیت بیشتری از نظر بسامد معانی برخوردار هستند. شیوه‌های بصری بیان مستقیم مانند شبیه‌سازی بیشتر از شیوه‌های نمادین و انتزاع از بسامد معانی برخوردار هستند و در کل، میدان ولی‌عصر در مقایسه با چهار میدان دیگر، نقش کانونی در انتقال مضامین مختلف با صور هنری و بیانی را دارا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی سرمایه فرهنگی و هژمونی رسانه ای در پادکست ها</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_248330.html</link>
      <description>هدف : این مطالعه با بهره گیری از نظریه های پیربوردیو و آنتونیوگرامشی به تحلیل نقش پادکست به عنوان رسانه ای فرهنگی در فضاهای اجتماعی می پردازد. هدف اصلی، واکاوی انتقادی چگونگی بازتولید هژمونی و سرمایه فرهنگی از طریق بررسی پادکست های پرمخاطب فارسی زبان(موجود درپلتفرم کست باکس) و مطالعه ویژگی های متمایز این رسانه در فرآیند فرهنگ سازی است. روش پژوهش: دراین تحقیق، روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی ـ توصیفی انجام شده است. داده ها از انتخاب هدفمند پادکست های فارسی زبان پرمخاطب دریافتی از پلتفرم کست باکس، انتخاب شده و تحلیل آن ها در چارچوب نظری سرمایه فرهنگی، میدان اجتماعی و مفهوم هژمونی انجام گرفته است. رویکرد مطالعه، بازخوانی انتقادی وتفسیری است که برویژگی های فضای شنیداری و غیررسمی پادکست تأکید دارد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان داده، این رسانه به دلیل فضای غیررسمی و انعطاف زمانی و مکانی موجود درآن؛ طرح ناگفته ها و بحث های عمیق تر را امکان پذیر ساخته و زمینه ای مناسب برای برقراری ارتباط مؤثر با مخاطبان در سطوح مختلف اجتماعی را فراهم آورده است. همچنین نقش مهمی در تقویت سرمایه فرهنگی و بازتولید یا نقد هژمونی فرهنگی ایفا می کند. این رسانه به عنوان فضایی شنیداری و خصوصی، امکان فرهنگ سازی در فضاهای غیررسمی را فراهم کرده و باعث بازتعریف گفتمان های فرهنگی می شود.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد پادکست ها به عنوان رسانه ای نوظهور و تا حدی امن، ظرفیت ویژه ای در ایجاد فضای گفتگو و مشارکت فرهنگی در سطوح مختلف اجتماعی دارند. این رسانه با فراهم کردن فضایی انعطاف پذیر و مطمئن، می تواند نقش کلیدی در بازتولید یا چالش گری هژمونی فرهنگی و ارتقای سرمایه فرهنگی ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنتزپژوهی همبسته های اعتیاد به اینترنت در نوجوانان</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_248524.html</link>
      <description>هدف: هدف پژوهش حاضر، سنتزپژوهی همبسته‌های اعتیاد به اینترنت در نوجوانان می‌باشد. روش: روش پژوهش کاربردی و کیفی، از نوع سنتزپژوهی با تکنیک فراترکیب بود. تعداد 250 مقاله شناسایی شد که بر اساس معیارهای پذیرش و عدم پذیرش، تعداد 53 مقاله وارد تحلیل نهایی شدند. یافته‌ها: یافته‌ها در قالب مقولات، مفاهیم و کدها تحلیل و ارزیابی شدند. طبق یافته‌های بدست آمده از تجربه و تحلیل مولفه‌ها، در زمینه اعتیاد به اینترنت 5 دسته عوامل شناختی و پردازش ذهنی(پردازش اطلاعات و توجه؛ تصمیم‌گیری و خودتنظیمی؛ شکل‌گیری نگرش‌ها)؛ عوامل هیجانی و تنظیم احساسات(تنظیم هیجان؛ اضطراب و افسردگی؛ سلامت روان و تاب آوری)؛ عوامل اجتماعی و بین‌فردی(تعاملات اجتماعی؛ تعارض‌های خانوادگی و حمایتی؛ فشار اجتماعی و فرهنگی؛ سبک‌های فرزندپروری و نقش والدین)؛ عوامل رفتاری و سبک زندگی(رفتارهای پرخطر؛ وابستگی به رسانه و فناوری؛ مدیریت زمان و عملکرد تحصیلی) و کیفیت زندگی و سلامت جسمی (کیفیت خواب و سلامت عمومی و انگیزش بدنی) بر اساس مطالعات داخلی، با اعتیاد به اینترنت همبسه بودند. شاخص &amp;amp;laquo;کاپا&amp;amp;raquo; 0/85 بدست آمد که از مقدار قابل قبول (0/60) بالاتر است. بنابراین فرضیه استقلال داشتن کدهای به دست آمده رد می‌شود و کدهای به دست آمده از پایایی برخوردار می‌باشد. نتیجه‌گیری: اعتیاد به اینترنت محصول تعامل مولفه‌های مختلفی در سطح فردی، اجتماعی، فرهنگی و خانوادگی می‌باشد و برای مداخله در این زمینه می‌بایست، به تعامل مولفه‌های مختلف توجه کرد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>مفهوم‌سازی حمایت از داده‌های شخصی از حریم خصوصی در فضای سایبر؛ مطالعه تطبیقی آمریکا و سنت حقوقی اروپا</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_248290.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف تبیین گذار پارادایمی از حریم خصوصی سنتی به مفهوم مستقل حمایت از داده‌های شخصی در فضای سایبر انجام شده است.آموزه‌های سنتی حریم خصوصی که بر حفاظت در برابر مداخله فیزیکی و حقوق منفی استوار بودند، در برابر فناوری‌های پیشرفته نظارت و پردازش کلان‌داده ناکارآمد شده‌اند.تطبیق دو سنت حقوقی آمریکا با محوریت فردگرایی لیبرال و رویکرد سلبی و اروپا با محوریت کرامت انسانی، همبستگی اجتماعی و رویکرد ایجابی نشان می‌دهد که تکوین مفهوم مستقل حمایت از داده‌های شخصی ضرورتی اساسی در حقوق بنیادین است.این گذار مفهومی، به‌ویژه در حوزه‌های حساسی مانند علوم خبری، روزنامه‌نگاری تحقیقی و مدیریت اطلاعات رسانه‌ای، کاربردهای عملی گسترده‌ای دارد و نحوه تعادل میان حق‌های متعارض را بازتعریف می‌کند.روش: این پژوهش با رویکرد تطبیقی ـ تحلیلی و با تکیه بر تحلیل اسناد بالادستی، قوانین مصوب، رویه‌های قضایی شاخص و متون آکادمیک بنیادین در دو حوزه حقوقی آمریکا و اروپا انجام شده است.داده‌ها نیز از طریق روش گردآوری اسنادی و مطالعات کتابخانه‌ای گردآوری و تحلیل شده‌اند.یافته &amp;amp;shy;ها: یافته‌ها از دوگانگی بنیادین میان رویکردهای آمریکا و اروپا حکایت دارد.در سنت آمریکایی، حریم خصوصی بر کنترل فردی و حق بر تنها گذاشته&amp;amp;shy; شدن استوار شده و در نتیجه نظامی واکنشی، پراکنده و کم‌قدرت در برابر انحصارهای اطلاعاتی شرکت‌های فناوری شکل گرفته است.در مقابل، سنت اروپایی با اتکا به کرامت انسانی و نقش دولت تنظیم‌گر، چارچوبی فعال، ایجابی، یکپارچه و تنظیم‌گرا ایجاد کرده که در مقرراتی مانند مقررات عمومی حفاظت از داده &amp;amp;shy;ها (GDPR) متجلی است.این چارچوب حقوقی مانند اصلاح و جبران خسارت را به رسمیت می‌شناسد و تکالیف سنگینی بر پردازش‌کنندگان داده تحمیل می‌کند؛ ازاین‌رو در حوزه‌های حساسی مانند علوم خبری، موازنه مؤثرتری میان حق اطلاع عمومی و حق حریم خصوصی فراهم می‌آورد.نتیجه‌گیری: این پژوهش استدلال می‌کند که حمایت از داده‌های شخصی به‌عنوان حقی مستقل، ایجابی و نسل‌سومی تکوین یافته که مکمل و در بسیاری موارد فراتر از حق منفی و دفاعی حریم خصوصی است.مدل اروپایی، با تأکید بر شفافیت، پاسخگویی و محافظت از حریم خصوصی از طریق طراحی، الگویی قابل اقتباس اما نیازمند بومی‌سازی برای نظام‌های حقوقی در حال توسعه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نظام حقوقی تبلیغات ایران؛ مبانی فقه اسلامی، اصول حقوق داخلی و استانداردهای بین‌المللی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_248239.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف تحلیل هنجاری&amp;amp;ndash;انتقادی نظام تنظیم‌گری تبلیغات ایران در قالب یک چارچوب تحلیلی سه‌لایه (شامل مبانی فقه اسلامی، اصول حقوق داخلی و استانداردهای بین‌المللی) انجام شده است. هدف اصلی این مطالعه، واکاوی میزان انسجام مفهومی، شفافیت هنجاری و ظرفیت تنظیمی دو سند مبنایی کشور در صیانت از حقوق مخاطب، تقویت پیش‌بینی‌پذیری حقوقی و سنجش میزان همگرایی هنجاری آن‌ها با معیارهای نوین جهانی(نظیر پاسخ‌گویی و اصل تناسب) است.روش پژوهش: این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد هنجاری&amp;amp;ndash;انتقادی انجام شده است. پیکره تحلیل شامل دو سند کلیدی &amp;amp;laquo;آیین‌نامه تأسیس و نظارت بر نحوه کار و فعالیت کانون‌های آگهی و تبلیغاتی (۱۳۵۸)&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;سیاست‌ها و ضوابط حاکم بر تبلیغات محیطی (۱۳۸۸)&amp;amp;raquo; است. داده‌ها پس از استخراج و کدگذاری، در سه سطح فقهی، حقوق داخلی و استانداردهای بین‌المللی، با تمرکز بر شناسایی هم‌سویی‌ها، تعارض‌ها و شکاف‌های تنظیمی تحلیل شدند.یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هرچند برخی مقررات تبلیغات با اصول فقهی و حقوقی هماهنگی نسبی دارند، اما در بخش قابل توجهی از آن‌ها ابهام در تعاریف، پراکندگی ساختار تنظیمی، فقدان شاخص‌های عینی، ضعف در انسجام هنجاری، نبود شاخص‌های عینی و ناکارآمدی برخی سازوکارهای نظارتی و فاصله با استانداردهای جهانی مشاهده می‌شود. همچنین مشخص شد که این نظام تنظیمی در مواجهه با واقعیت‌های پساپلتفرمی نظیر تبلیغات الگوریتمی، هدف‌گذاری داده‌محور و معماری فریبکارانه طراحی (الگوهای تاریک) با خلأ جدی تقنینی و تنظیمی روبه‌رو است. بر این اساس، مسئله اصلی نظام تنظیم‌گری تبلیغات ایران نه صرفاً فقدان مقررات، بلکه ضعف در انسجام میان مبانی هنجاری، صورت‌بندی حقوقی، سازوکارهای اجرایی و الزامات نوظهور فضای دیجیتال است.نتیجه‌گیری: برای ارتقای کارآمدی نظام تبلیغات ایران، لازم است چارچوبی تلفیقی و سه‌سطحی مبتنی بر مبانی فقهی، حقوق داخلی و معیارهای بین‌المللی طراحی و در مقررات‌گذاری اعمال شود؛ چرا که مسئله مرکزی، نه تعارض مبانی ارزشی بلکه گسست ساختاری در ترجمان این اصول به قواعد عملیاتی است. با این حال، محدود بودن دامنه تحلیل به اسناد رسمی و عدم بررسی رویه‌های اجرایی و تفاسیر قضایی، از محدودیت‌های این پژوهش به شمار می‌رود. پژوهش حاضر با ارائه یک چارچوب تحلیلی سه‌لایه مشخص و پیشنهادهای عملیاتی، می‌کوشد مسیر اصلاح مقررات تبلیغات را در جهت شفافیت بیشتر، رعایت حقوق مخاطب و انطباق با ارزش‌های اسلامی روشن سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد اجتماعی شبکه های مجازی در مناطق شهری و روستایی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_229014.html</link>
      <description>هدف: در حال حاضر در کشور ما برای مواجهه با جنگ رسانه ای ( نرم) بیشتر رویکرد سلبی حاکم بوده و از برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی غفلت شده است. هدف ما از این پژوهش بررسی و تحلیل اثرات مثبت و منفی شبکه های مجازی بر سرمایه اجتماعی به تفکیک نقاط شهری و روستایی است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی بوده که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شده است.یافته ها: مقادیر برآوردشده نشان داد علی رغم اینکه استفاده از شبکه‌های اجتماعی در مناطق شهری به مراتب بیشتر از مناطق روستایی بود ولی شبکه های اجتماعی بر خلق مولفه های سرمایه اجتماعی ساکنان روستایی اثرگذارتر از ساکنان شهری بودند. برای بررسی تفاوت میانگین‌های متغیرمستقل نقش شبکه های مجازی و متغیر وابسته محل سکونت از آزمونT تک نمونه ای استفاده شد. گزارش نتایج آزمون T با فرض برابری واریانس‌ها نشان داد که بین دو گروه با سطح معنی داری 0.0002 p= و با درجه آزادی 56/2 F= (اطمینان) سطح 95 درصد است.نتیجه گیری:  بین ساکنین روستایی و ساکنین شهری شهرستان از نظر نوع و میزان فعال بودن در شبکه های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. شهروندان هم بر تاثیرات مثبت و هم تاثیرات منفی استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی تاکید داشتند.. تاثیرات بر وضعیت جسمی، روانی افراد در میان کاربران روستایی و شهری به یک اندازه مهم بود. در مورد آثار شبکه های مجازی بر روابط خانوادگی و اجتماعی افراد مهم ترین نتایج حاصل نشان از افزایش مشارکت اجتماعی و توسعه جامعه مدنی در روستا ها بود. دوری عاطفی فرزندان از والدین، تضعیف نهاد خانواده، بروز اختلافات خانوادگی و دوست یابی نامتعارف از پیامدهای منفی در شهرها بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه رابطه میان ادراک کیفیت اخبار و اعتماد مخاطبان به آن (تحلیل اخبار جنگ ایران و آمریکا - اسرائیل در خبر ساعت 21 شبکه یک سیما)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_250273.html</link>
      <description>هدف :گسترش بی‌سابقه شبکه‌های اجتماعی و انبوه‌سازی منابع خبری، مرزهای میان اخبار معتبر و غیرمعتبر را به‌طور معنی داری نامشخص کرده و اعتماد را به چالشی بنیادین برای نهادهای رسانه‌ای تبدیل نموده است. در این فضا، بخش خبری ساعت 21 شبکه اول تلویزیون، به‌عنوان پربیننده‌ترین و رسمی‌ترین بولتن خبری تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، نقش محوری در شکل‌دهی به اعتماد عمومی را ایفا می‌کند. پژوهش حاضر با هدف سنجش سطح اعتماد کارمندان دولت دراستان اردبیل به بخش خبری ۲۱ شبکه اول تلویزیون در شرایط بحرانی انجام شد. این سنجش بر پایه‌ ترکیبی از نظریه‌های اعتماد اجتماعی، مبانی نظری خبر و معیارهای خبرنویسی در ادبیات کلاسیک (درستی، روشنی، جامعیت) صورت گرفت.روش‌شناسی:پژوهش با رویکرد کمی و روش پیمایشی-توصیفی در سال ۱۴۰۴ اجرا گردید. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان دولت استان اردبیل بود. حجم نمونه با استفاده ازجدول کرسی و مورگان۶۰۰ نفر (با لحاظ نرخ ریزش احتمالی پرسشنامه‌ها) به‌صورت تصادفی طبقه‌ای در سطح اطمینان ۹۵ درصد و خطای نمونه‌گیری ۵ درصد انتخاب شد. یافته‌ها:نتایج نشان داد متغیرهای سن و تحصیلات با اعتماد به اخبار رسانه ملّی رابطه‌ای مثبت و معنادار دارند. از میان معیارهای خبرنویسی، درستی خبر و جامعیت خبر بیشترین میزان همبستگی مثبت و معنادار را با اعتماد مخاطبان به خود اختصاص دادند، در حالی که روشنی خبر نیز رابطه‌ای ضعیف‌تر ولی معنادار نشان داد. نتیجه‌گیری:سطح اعتماد کارمندان دولت در استان اردبیل به بخش خبری ۲۱ شبکه اول تلویزیون در شرایط بحرانی در سطح مطلوب قرارندارد بلکه درحدی نسبی و میانه ارزیابی شد. یافته‌ها تأکید می‌کند که معیارهای درستی و جامعیت خبر بالاترین سهم را در تقویت اعتماد به اخبار رسمی ایفا می‌کنند. لذا، تمرکز سیاست‌گزاران رسانه ملّی بر ارتقای کیفیت این دو شاخص کلیدی می‌تواند به‌طور مؤثر شاخص اعتماد عمومی را در حوزه اخبار رسمی افزایش دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رسانه‌های سازمانی در بازنمایی عدالت جبران خدمات: الگویی برای صنعت نفت ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_250444.html</link>
      <description>هدف: در فضای کنونی سازمان‌ها، رسانه‌های سازمانی نقش مهمی در شکل‌دهی به ادراک کارکنان از عدالت جبران خدمات ایفا می‌کنند، اما در زمینه چگونگی این بازنمایی در صنعت نفت ایران، پژوهش‌های اندکی صورت گرفته است. هدف از این پژوهش، تحلیل نقش رسانه‌های سازمانی در بازنمایی عدالت جبران خدمات و ارائه الگویی مفهومی برای بهبود این فرآیند در صنعت نفت ایران بودروش پژوهش:. این پژوهش کیفی و با رویکرد تحلیل تماتیک است. مشارکت‌کنندگان شامل ۱۸ نفر از افراد شاغل در صنعت نفت ایران و اساتید دانشگاهی در حوزه رسانه و رفتار سازمانی بودند که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با رسانه‌های سازمانی و نظام جبران خدمات در ارتباط بودند. این افراد از میان مدیران ارشد، کارشناسان جبران خدمات، متخصصان رسانه‌ای و اساتید دارای تجربه علمی یا اجرایی مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب شدند. نمونه‌گیری به روش هدفمند و با توجه به معیارهایی همچون سابقه کاری مرتبط، مشارکت در تدوین یا اجرای سیاست‌های رسانه‌ای یا جبرانی و داشتن حداقل دو فعالیت پژوهشی یا اجرایی در زمینه عدالت یا رسانه‌های سازمانی انجام شد. مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. ابزار پژوهش شامل مصاحبه نیمه‌ساختاریافته بود و روایی آن بر اساس نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید گردید. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. یافته‌ها : بر اساس چارچوب مفهومی استخراج‌شده، مدل پژوهش شامل ۷ کد محوری و ۴۴ کد اولیه بود. نتایج نشان داد که شفافیت اطلاعات، عدالت رویه‌ای و عدالت توزیعی به‌هم‌پیوسته‌اند. رسانه‌ها با ترویج شفافیت و اطلاعات صحیح در مورد پرداخت‌ها، به بهبود عدالت توزیعی و عدالت رویه‌ای کمک می‌کنند. نظارت و پاسخگویی رسانه‌ای و اعتمادسازی رسانه‌ای از طریق نظارت بر عملکرد سازمان و انتشار اطلاعات دقیق و صحیح، موجب اعتماد بیشتر کارکنان به سیستم جبران خدمات می‌شوند. مشارکت کارکنان و بازخوردها به‌طور غیرمستقیم در تقویت تمامی مقوله‌ها نقش دارند، زیرا رسانه‌ها می‌توانند این بازخوردها را منعطف و به‌جا در فرآیندهای اصلاحی مورداستفاده قرار دهند. نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان می‌دهد که رسانه‌های سازمانی می‌توانند با بازنمایی صحیح و شفاف از فرایندهای جبران خدمات، به ارتقای احساس عدالت در میان کارکنان صنعت نفت کمک کنند. الگوی پیشنهادی ارائه‌شده در این مطالعه، مدلی مفهومی برای تقویت اعتماد، شفافیت و سرمایه اجتماعی در سازمان‌های نفتی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
