<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>فصلنامه علوم خبری</title>
    <link>https://www.mjourcom.ir/</link>
    <description>فصلنامه علوم خبری</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>روزنامه نگاری عینیت گرا و عینیت در روزنامه نگاری بحران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_238144.html</link>
      <description>هدف: در این تحقیق مفهوم عینیت خبری در روزنامه نگاری بحران و عوامل تاثیرگذار بر آن مورد واکاوی قرار می‌گیرد.روش: در این تحقیق از روش توصیفی و تحلیلی و کتابخانه‌ای بهره گرفته شده است. یافته‌ها: متخصصان معتقدند که رعایت عینیت در روزنامه نگاری بحران کمی پیچیده و دارای دوگانگی‌هاست. در برخی بحران‌ها نمی‌توان از روزنامه نگار رعایت کامل عینیت را انتظار داشت. از عوامل مرتبط با موضوع عینیت در روزنامه نگاری بحران نخست می‌‌توان به یاریگری روزنامه نگاران اشاره کرد که برخی موافق آن هستند و برخی نیز مخالف. ترومای روزنامه نگاران عامل تأثیرگذار دیگری است که عینیت را تحت تآثیر قرار می‌دهد. روزنامه نگاران &amp;amp;nbsp;ممکن است به‌دلیل آسیب‌های روان‌شناختی دچار سوگیری‌هایی شوند. در نهایت شهروندخبرنگاری علی‌رغم مزیت‌هایش، به‌دلیل عدم آگاهی شهروندان عادی از برخی ملاحظات اخلاقی و امنیتی، ممکن است عینیت را متأثر سازد و مشکلاتی را در خصوص ملاحظات حفظ عینیت و نشر اخبار جعلی وجود آورد.نتیجه‌گیری: با توجه به ویژگی‌ها خاص بحران، موضوع عینیت در روزنامه نگاری بحران با عینیت روزنامه نگاری در حوزه‌های دیگر تفاوت‌هایی دارد و درگیر مسائل اخلاقی و امنیتی است که رعایت برخی ملاحظات را می‌طلبد. روزنامه نگاران در این خصوص پیرو سیاست‌ها و دستورالعمل‌های اخلاقی و امنیتی مؤسسة خبری متبوع خود هستند. در این خصوص این مؤسسات موظف‌اند خطوط راهنمای روشنی داشته باشند. همچنین مؤسسات خبری موظف به ارائه مشاوره‌های روان‌شناختی برای پیشگیری از ابتلای روزنامه نگاران بحران به تروماهای روانی هستند. شهروندخبرنگاران نیز باید با ملاحظات اخلاقی و امنیتی آشنا باشند تا ناخواسته باعث ایجاد مشکلاتی برای مسئولان و حریم خصوصی قربانیان و خانواده‌های آنها نشوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نحوه بازتاب اعتراضات پاییز 1401 در برنامه تلویزیونی «شیوه»</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_219947.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش، با هدف تحلیل محتوای برنامه تلویزیونی &amp;amp;laquo;شیوه&amp;amp;raquo; در پرداخت به زوایای اعتراضات سال 1401 که پس از فوت خانم مهسا امینی به وقوع پیوست، انجام شده‌استروش: در این پژوهش کلیه 24 قسمت‌ پخش شده از برنامه گفتگو محور شیوه، در بازه زمانی 1401/06/29الی 1401/08/11با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی و کدگذاری داده‌ها به منظور دستیابی به نتایج قابل تحلیل مورد مطالعه قرار گرفت و به وسیله نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل داده‌ها انجام شد. در این تحقیق به بررسی &amp;amp;laquo;نحوه اجرا&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;مدیریت این برنامه گفتگو محور&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;عملکرد مجری و مهمان‌ها&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;ویژگی‌های مهمان‌ها&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;نوع نگاه مهمان‌ها به اعتراضات 1401 و ابعاد آن&amp;amp;raquo; پرداخته شدیافته ها: نتایج این بررسی نشان داد که مجری با مدیریت جریان گفتگو و حفظ تعادل نسبی در تخصیص زمانی و نیز بی‌طرفی قابل‌قبول در اظهارنظر، باعث عدم ایجاد حاشیه در گفتگو و پیشرفت آن به سمت اهداف اصلی گردیده است. مهمان‌ها نیز با ابراز نظرهای خود در جریان گفتگوها، جذابیت برنامه را افزایش داده و از طرف دیگر با سوگیری‌های گفتمانی خود، ابعاد مختلف موضوع را برجسته ساخته‌اند. همچنین به سنجش میزان اهتمام کارشناسان به دو گروه از مقولات &amp;amp;laquo;سیاسی&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;اجتماعی&amp;amp;raquo; پرداخته شدنتایج: نتایج نشان‌دهنده آن است که مقوله‌های سیاسی با اختصاص 59 درصد پرطرف‌دارتر بوده‌اند و مقوله حکمرانی با اختصاص 48 درصد از زمان مقوله‌های سیاسی به خود، بیشترین تأکید را از سوی کارشناسان به همراه داشته است. در &amp;amp;laquo;تحلیل مواضع موجود در گفتگوهای مجری و مهمان‌ها&amp;amp;raquo;&amp;amp;nbsp; 48 درصد از کارشناسان نسبت به مقوله حق اعتراض مردم نگاه مثبت و 54 درصد از کارشناسان با مقوله نقش مداخلات خارجی در شکل‌گیری و تشدید اعتراضات موافق بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حق اطلاع‌رسانی رسانه‌ها در انتشار تصاویر اشخاص مشهور (با تاکید بر آرای دیوان اروپایی حقوق بشر)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_238485.html</link>
      <description>هدف: این مقاله توضیحی از آرای دیوان اروپایی حقوق بشر در خصوص حق رسانه‌ها در بیان آزاد، دریافت و انتشار اخبار مربوط به شخصیت‌های مشهور به مردم در قالب تصویر است. این آرا نمایانگر این امر هستند که چگونه دیوان اروپایی حقوق بشر میان دو حق متعارض حق بر تصویر و حق آزادی بیان، تعادل برقرار می‌کند. بررسی و پی بردن به نحوه ایجاد این تعادل، منجر به یافتن نکات منفی و اشتباهات در تحلیل و تصمیم‌گیری، کشف مزایای رویه قضایی دیوان اروپایی در این خصوص و &amp;amp;nbsp;بهره‌گیری از تجربیات متفاوت دیوان خواهد شد.&amp;amp;nbsp;روش : در این مقاله، اسناد حقوقی، آرای دیوان اروپایی حقوق بشر، مقالات فارسی و انگلیسی و سایت‌های معتبر به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفتند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: حق بر آزادی بیان از بنیادی‌ترین حقوق ذاتی شناخته شده در جهان است. حق نام برده شده از پایه‌های دموکراسی به شمار می‌رود و یکی از جلوه‌های مشهور آن، حق بر آزادی بیان رسانه‌ها در اطلاع‌رسانی اخبار می‌باشد. به همراه توسعه رسانه‌ها و رشد فکری جوامع، حق عموم بر دریافت اخبار و اطلاعات در کنار حق بر آزادی بیان مورد حمایت قرار گرفته است. با این حال، این دو حق مطلق نیستند و در تصادم با حق بر حریم خصوصی، به ویژه حق بر تصویر، با استثنائاتی مواجه می‌شوند. مطابق با حق تصویر، نبایست تصاویر افراد را بدون رضایت آنها منتشر کرد. با این وجود، عده‌ای به علت شهرتی که نزد عموم پیدا می‌کنند، به اندازه سایرین از حق بر تصویر برخوردار نیستند. در مواردی منفعت عمومی اقتضا می‌کند تا عموم از طریق رسانه‌ها از زندگی اشخاص مشهور مطلع شوند، هرچند که همچنان حق بر تصویر آنها در ابعاد کوچک‌تری محفوظ است. چنین امری در رویه قضایی دیوان اروپایی حقوق بشر با ملاحظه معیار &amp;amp;laquo;منفعت عمومی&amp;amp;raquo; جلوه‌گر شده است و آرای رویه سازی صادر شده‌اند که بیانگر تلاش دیوان در ایجاد توازن میان دو حق رقیب، یعنی از یک سو حق بر تصویر و از سوی دیگر حق رسانه‌ها بر اطلاع‌رسانی به عموم، است.نتیجه گیری: دیوان اروپایی حقوق بشر سعی کرده است هم به حق تصویر و هم به حق حریم خصوصی افراد عمومی احترام بگذارد و در این مسیر، آرای متفاوت و موثری بر مبنای معیار &amp;amp;laquo;منفعت عمومی&amp;amp;raquo; ارائه کرده است . با وجود اینکه از این معیار تعریف دقیقی وجود ندارد، در تحلیل و تصمیم‌گیری در خصوص تصادم میان حق آزادی بیان و حق تصویر، منطقی به نظر می‌رسد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزش‌گذاری اقتصادی بر حق مالکیت ادبی و هنری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_207498.html</link>
      <description>هدف : برای خلق یک اثر ادبی، هنری یا فکری، نیاز به سرمایه‌گذاری‌های هنگفت است. هدف از هرگونه آفرینش فکری نیز آن است که محصول در مقیاسی هر چه گسترده&amp;amp;shy;تر در اختیار عموم قرار گیرد. فرایند نشر و توزیع نیز، در این مرحله از کار، سرمایه&amp;amp;shy;گذاری درخور اعتنایی طلب می&amp;amp;shy;کند. این&amp;amp;shy;گونه سرمایه&amp;amp;shy;گذاری&amp;amp;shy;ها ازنظر اقتصادی به این دلیل صورت می&amp;amp;shy;گیرد که سود معقولی از آن عاید می‌گردد. آثار ادبی و هنری نوعی دارایی ملی است؛ بنابراین، تشویق و ترغیب هرگونه خلاقیت و حمایت از آن، نوعی مشارکت در توسعه فرهنگ ملی استروش: نوع روش تحقیق، استقرایی است. از حیث ماهیت روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است.یافته ها : ارزش‌گذاری در مباحث اقتصادی فرایندی است که با کمک ابزارهای مختلف، ارزش جاری یا فعلی یک دارایی، تجارت یا شرکت را با آن تعیین می&amp;amp;lrm;‌کنند. این فرایند می‌تواند بسیار پیچیده باشد و نیاز است که متخصصان با استفاده از اطلاعات و مستندات کافی، این فعالیت را انجام دهند. عنصر اصلی در حمایت از آثار ادبی و هنری این است که نقش شخصیت پدیدآورنده در اثر مورد نزاع مشخص شود؛ بنابراین اثر نه‌تنها به خلق چیزی که قبلاً موجود نبوده گفته می‌شود بلکه به آن چیزی که از طریق مشاهده آثار قبلی ایجاد شده نیز اطلاق می‌شود؛ بنابراین، اثری که با تصویربرداری از یک تابلو یا اقتباس از یک مجسمه ایجادشده، همان‌قدر موردحمایت خواهد بود که پدیدآورندگان آثار اولیه از آن برخوردار بودند.نتیجه گیری: مالکیت ادبی و هنری از اقسام مالکیت فکری است، مالکیت ادبی و هنری بعنوان گامی مهم و ارزشمند در زمینه حفاظت از آثار مولفان و نویسندگان می‌باشد. حقوق مالکیت فکری و معنوی بعنوان ارکان و شاخصه ی اصلی برای حمایت از نویسندگان آثار ادبی و هنری است.مالکیت فکری از دستاوردهای فکری و آثار ادبی و غیر مادی افراد محافظت نموده و منجر عدم سواستفاده افراد از آثار فکری می‌گردد.آثار ادبی و هنری به دارایی هایی گفته می‌شود که دارای موجودیت عینی و فیزیکی نمی‌باشند، این دارایی‌ها در ایجاد سرمایه و ثروت دارای ارزش هستند. این دارایی ها از خلاقیت های ذهنی و فکری انسان ناشی می‌شود و مهم ترین نیروی محرکه در ایجاد و رشد اقتصادی می‌گردد.بنابراین محققان آثار ادبی می‌توانند آثار و محصولات فکری خود را با سرمایه گذاران در این زمینه به اشتراک گذاشته و منجر به تولید و صادرات گردند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه هوش مصنوعی و الگوریتم در خودکارسازی رسانه‌های خبری و پیامدهای آن</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_236099.html</link>
      <description>هدف:&amp;amp;nbsp; پیشرفت فناوریهای جمع&amp;amp;shy; آوری و پردازش اخبار&amp;amp;nbsp; با کمک هوش مصنوعی و الگوریتم سازی، خبر رسانی را به سمت دگرگونی های کامل پیش می&amp;amp;shy;برد و نوعی از خبر رسانی بوسیله ماشین ها و نرم &amp;amp;shy;افزارهای هوشمند با عنوان خبر رسانی خودکارآغاز شده که در آن، بدون کمک انسان به کار جمع &amp;amp;shy;آوری و انتشار اخبار پرداخته می&amp;amp;shy; شود و باعث دگرگونی در کار، مهارت و کیفیت روزنامه‌نگاری شده است. هدف این پژوهش تبیین جایگاه هوش مصنوعی و الگوریتم در روزنامه‌نگاری خودکار و بیان ویژگی‌ها و اثرات گوناگون آنهاست.&amp;amp;nbsp;روش‌:&amp;amp;nbsp;در این مطالعه از روش اسنادی و کتابخانه&amp;amp;shy; ایی با رویکرد، توصیفی-تحلیلی برای بررسی و تبیین ابعاد گوناگون روزنامه‌نگاری خودکار و تأثیرات آن بر صنعت خبر استفاده شده است.یافته &amp;amp;shy;ها:&amp;amp;nbsp;یافته‌ها نشان می‌دهد که خودکارسازی روزنامه‌نگاری در چهار حوزه اصلی مؤثر بوده است: تولید محتوای خودکار، داده‌کاوی، پخش خبر و بهینه‌سازی محتوا. علاوه بر این، از الگوریتم‌ها به طور فزاینده‌ای برای جمع‌آوری، تجزیه و تحلیل و پردازش داده‌ها استفاده می‌شود که جمع‌آوری، انتخاب، تحلیل، تجسم، توزیع و به اشتراک گذاری داده‌ها را به طور چشمگیری تسهیل کرده است.نتیجه‌گیری:&amp;amp;nbsp;اگرچه روزنامه‌نگاری خودکار مزایایی همچون سرعت، دقت، کارایی و کاهش هزینه‌ها را به همراه دارد، اما چالش‌هایی نظیر کیفیت، اعتبار، اخلاق و تهدید شغلی برای روزنامه‌نگاران انسانی را نیز به وجود می‌آورد. همچنین، تأثیر منافع بر الگوریتم‌ها، عدم شفافیت آن‌ها و سوگیری‌شان، مهم‌ترین چالش‌های روزنامه‌نگاری خودکار هستند که به اخبار مبتنی بر هنجارها، اصول و ارزش‌های حرفه‌ای ارتباطی ندارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعامل هیبریدی بین انسان و هوش مصنوعی در فضای مجازی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_214062.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش بررسی ماهیت سیستم &amp;amp;shy;های هوش مصنوعی هیبریدی برای غلبه بر کاستی&amp;amp;shy;های سیستم&amp;amp;shy;های هوش مصنوعی برمبنای تمرکز بر بهینه&amp;amp;shy; سازی هوش مصنوعی برای درک جامع&amp;amp;shy;تر از انسان&amp;amp;shy; ها و شبیه&amp;amp;shy; سازی به عنوان عضوی از اعضا جامعه انسانی است.روش پژوهش: در این پژوهش با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. طی فرآیند انتخاب اسناد ، از مجموع93 سند و منبع به دست آمده 55 مورد حذف و 38 مورد از آنها (که به صورت کلی یا جزئی) موضوع آنها در برگیرنده عنوان پژوهش بود انتخاب و به صورت تمام شماری، بررسی و تحلیل شدند.یافته&amp;amp;shy; ها: در تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی علاوه بر رفتاری بر پایه الگوریتم&amp;amp;shy; ها که(به طور منطقی فکر کنند و به طور منطقی عمل کنند) این بار سیستم &amp;amp;shy;هایی هستند که(مانند انسان فکر کنند و مانند انسان عمل کنند) تا شاهد شبیه &amp;amp;shy;سازی رفتار هوشمندانه&amp;amp;shy; تری در حد انسان در همه امور شناختی باشیم.&amp;amp;nbsp;نتیجه&amp;amp;shy; گیری: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی (ماشین) و ارتقا و بهینه&amp;amp;shy; سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط موثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن از سمت کاربران چرخه متقاعد کننده&amp;amp;shy;ای بر مبنای فناوری هم&amp;amp;shy;زیست از نوع همکاری ، آگاهی مشترک و تصمیم&amp;amp;shy;گیری انسانی را نشان می&amp;amp;shy;دهد. در این پژوهش به مضامینی تقویت شده بر مبنای تعامل هیبریدی با توجه به مدیریت دانش و هوش انسانی بر مبنای خلاقیت، که منجر به کاهش میانگین خطا و در نتیجه رسیدن به یک روند تعاملی پایدار در ارتباط انسان و هوش مصنوعی خواهیم بود. بنابراین می &amp;amp;shy;توان میزان پذیرش فناوری را تا به اندازه پذیرش به عنوان عضوی از اعضای جامعه انسانی ارتقا داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی پدیده تکثیر خبر در رسانه‌های ایران: نقش ارزش خبری در برابر سیاست‌های رسانه‌ای</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_237259.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;هدف: این تحقیق با هدف معرفی پدیدۀ تکثیر رسانه ای به&amp;amp;shy; عنوان یک نظریه انجام شده است و از این رهگذر فرضیۀ صورت بندی شده را مورد آزمون قرار می دهد. فرضیه مطرح می کند که وقتی خبر الف اولین بار توسط رسانه1 منتشر می&amp;amp;shy;شود رسانۀ nام (n=1,2,3, &amp;amp;hellip; ) که این خبر را تکثیر و منتشر می کند با رسانه 1 در یک گفتمان خبری قرار می &amp;amp;shy;گیرند.روش: برای انجام این پژوهش و آزمون فرضیه از تحلیل انتشار محتوا استفاده می کنیم. در این پژوهش ابزار گردآوری داده ها فیش برداری است و جامعه تحقیق را اخبار روز و مهمی تشکیل می دهد که به دفعات زیادی در رسانه ها و شبکه های مجازی از طریق کاربران به اشتراک گذاشته می&amp;amp;shy; شوند و به اصطلاح ترند می شوند و نسبت به اخبار دیگر پربازدید هستند. نمونه گیری بصورت هدفمند و در بازه زمانی شش ماهۀ دی تا خرداد 1404 انجام شد.&amp;amp;nbsp;یافته ها: اخبار مورد بررسی توسط رسانه&amp;amp;shy; های هم&amp;amp;shy;سو و در برخی موارد رسانه های میانه رو و تا حدودی بی طرف تکثیر شده اند. این اقدام رسانه ها نشان می دهد که جریان رسانه ای در کار نبوده است و صرفاً تکثیر رسانه ای مطرح است و بر این اساس فرضیه تحقیق تأیید می شود. بدین صورت که وقتی خبری در یک رسانه منتشر و در سایر رسانه ها تکثیر می شود، تمام آن رسانه ها با رسانۀ اولی در یک گفتمان خبری قرار می گیرند. توضیحات مربوط به تحلیل تک تک اخبار در بخش یافته &amp;amp;shy;ها صحت این فرضیه را نشان می دهند.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: رویدادی که خبر آن تکثیر می شود دارای ارزش خبری برای مخاطبان هدف آن رسانه هاست و احتمالاً ربطی به سیاست های خبری رسانه های مدنظر ندارند. به عبارت دیگر، ارزش خبری رویداد، باعث تکثیر خبر در رسانه های مختلف می شود. براساس تحلیل سوگیری با اغماض می‌توان ادعا کرد رسانه‌هایی که در تکثیر خبری مشارکت دارند (اولویت را به ارزش خبری می‌دهند نه سیاست رسانه‌ای) نسبت به رسانه‌هایی که مشارکت ندارند دارای سوگیری کمتری هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی تصویر ایران در رسانه‌های روسیه؛ همگرایی یا واگرائی (مورد مطالعه: وب سایت خبرگزاری ریانوستی)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_215031.html</link>
      <description>هدف: هدف این مقاله بازنمایی تصویر ایران در رسانه های روسیه و به طور مشخص در خبرگزاری ریانوستی است، تا از قبال آن بتوان نوع نگاه رسانه‌های روس به عنوان نمایندگان افکار عمومی به ایران برای شناسایی مسائل و مشکلات پیش‌رو، ارائه راهکار جهت حل مشکلات و تغییر افکار عمومی روسیه ارائه شود.روش: برای انجام این تحقیق از تحلیل محتوای کیفی با اتخاذ تکنیک تحلیل مضمون (تماتیک) بهره گرفته شده است. در این راستا، 131 خبر منتشره در خبرگزاری ریانوستی روسیه در موضوعات نظامی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی- اجتماعی در بازه زمانی آغاز جنگ روسیه علیه اوکراین (24 فوریه 2022) تا ابتدای سال 2023 میلادی، به صورت کل شماری مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: بر اساس یافته های این تحقیق، اخبار در سه حوزه نظامی- سیاسی، اقتصادی و فرهنگی &amp;amp;ndash; اجتماعی، با مضامین سازمان دهنده ای نظیر قدرت سپاه ایران، همکاری‌های گسترده نظامی، تقابل در عین تعامل، نقش بیطرفانه ایران، حمایت سیاست نظامی دو جانبه، موضوع هسته ای نقطه فصل یا وصل، تحریم‌ها عامل نزدیکی یا سو‌استفاده، ایران و گرایش به شرق، تعاملات سیاسی و استقلال مواضع، توسعه صادرات ایران به روسیه، تحریم‌ها دلیل توسعه همکاری‌‌ها، ایران و تمایل به واردات از روسیه و تلاش برای حذف دلار حاصل شد. همچنین مضامین فرهنگ، عامل قرابت، تعامل فرهنگی و بهره‌برداری از فرهنگ به نفع روابط دوجانبه نیز در حوزه فرهنگی- اجتماعی حاصل گردید. در نهایت سه مضمون محوری یا فراگیر با عناوین &amp;amp;laquo;شکستن هژمونی سنتی غربی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;توسعه همکاری‌های شرق- شرق&amp;amp;laquo; و &amp;amp;laquo;هم‌نشینی فرهنگی دو ملت&amp;amp;raquo; حاصل گردید.نتیجه: ایران و روسیه تلاش دارند تا چند صدایی در جهان و مقابله با غرب را بر محقق نمایند. آنچه که امروز مورد تاکید دو کشور است توسعه روابط دوجانبه و مقابله با سلطه غرب و جهان تک صدایی است و دو طرف به صورت تمام عیار، گسترش روابط و تعاملات دوجانبه را در دستور کار قرار داده اند. تحقق این امر در گرو ارائه چهره مثبت از تعاملات دو کشور و همچنین تصویر مطلوب از طرف مقابل در رسانه هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربردها، چالش &amp;rlm;ها و ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_220123.html</link>
      <description>هدف: هدف این مطالعه، مروری نظام&amp;amp;rlm;مند بر مطالعاتی پیرامون کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری است تا اطلاعات جامعی در مورد کاربردها، چالش&amp;amp;rlm; ها و ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری، به معلمان ارائه دهد.روش پژوهش: این مطالعه یک تحقیق کیفی است که از طریق روش مرور نظام&amp;amp;rlm;مند انجام شده است. جامعه آماری شامل 62 مقاله و کتاب مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری بود که از این تعداد، 40 مقاله و کتاب به طور هدفمند و بر اساس سؤالات تحقیق، انتخاب شدند. در مرحله اول، در بازه زمانی "از سال 2021 تا 2025"، پایگاه‌های علمی معتبر و منابع مرتبط موجود در IGI Global با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط با هوش مصنوعی جستجو شدند و کلیه مقالات و متون مرتبط، جمع‌آوری گردید، سپس داده‌ها با استفاده از روش تحلیل مضمون (تماتیک) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: بر اساس نتایج مطالعات انجام‌شده در زمینه‌ کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری، 17 مضمون اصلی و 53 مضمون فرعی شناسایی شدند. در حوزه‌ چالش‌های هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری نیز، 7 مضمون اصلی و 26 مضمون فرعی شناسایی گردید؛ به&amp;amp;rlm; علاوه، در زمینه‌ ابزارهای به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری، 45 ابزار هوش مصنوعی مختلف شناسایی شد که در 6 طبقه قرار گرفتند. طبق یافته‌ها، شخصی‌سازی تدریس و یادگیری؛ دستیار معلم؛ تولید محتوا؛ راهنمایی و پشتیبانی از یادگیرندگان؛ کمک به درک مفاهیم پیچیده‌ علمی؛ ایجاد سیستم‌های آموزشی هوشمند؛ و موارد دیگر از جمله کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری هستند. افزون بر این، چالش اخلاقی و امنیتی، چالش زیرساختی، چالش دسترسی، چالش قانونی، چالش سیاست&amp;amp;rlm;گذاری، چالش اجتماعی فرهنگی، و چالش پداگوژیکی از جمله چالش‌های هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری به&amp;amp;rlm; شمار می‌روند. ابزارهای هوش مصنوعی در آموزش و یادگیری نیز شامل ابزارهای تولید محتوا، ارزیابی و بازخورد، دستیار پژوهش، مدیریت کلاس درس و شخصی&amp;amp;lrm;سازی یادگیری، چت&amp;amp;rlm; بات و دستیار هوشمند، و دستیار معلم می‌باشند.&amp;amp;nbsp;نتایج: بر اساس نتایج مطالعات انجام شده می&amp;amp;rlm; توان گفت هوش مصنوعی، کاربردهای متنوعی در آموزش و یادگیری دارد، ولی معلمان برای استفاده از این فناوری در آموزش باید با این فناوری، قابلیت&amp;amp;rlm; ها و چالش &amp;amp;rlm;های آن آشنا شوند و بر فعالیت &amp;amp;rlm;های دانش &amp;amp;rlm;آموزان در این فناوری، نظارت داشته باشند و استفاده آنها را مدیریت کنند، چرا که استفاده نامناسب و بدون نظارت معلم، آسیب&amp;amp;rlm; زا خواهد بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی چالش‌های طراحی نظام تنظیم‌گری رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_216651.html</link>
      <description>هدف: موضوع تنظیم‌گری رسانه در آستانه دهه فعالیت وجودی خود در ایران قرار دارد که با چالش‌های بی‌سابقه‌ای در زمینه حکمرانی تنظیم‌گری رسانه به دلیل پیچیدگی‌های جدید گسترده زیست‌بوم رسانه‌ای جهانی و توسعه پلتفرم‌های رسانه‌ای داخلی، ماهیت در حال تغییر سریع چهارچوب تنظیم‌گری و تحول روابط با ذی‌نفعان و شهروندان، مواجه شده است؛ لذا ترسیم چالش‌های مؤثر بر طراحی نظام تنظیم‌گری رسانه مورد تأکید است. ضرورت طرح این مسئله ازآن‌جهت است که بدانیم چالش‌های تنظیم‌گری رسانه برای ساماندهی زیست‌بوم رسانه‌ها در فضای مجازی روزبه‌روز بیشتر می‌شود و ازاین‌رو کشور ایران نیازمند احصاء دقیق چالش‌های تنظیم‌گری رسانه و بهره‌گیری از حکمرانی رسانه‌ای پویا است. ازاین‌رو هدف این پژوهش تأکید بر ضرورت و توجه به حکمرانی تنظیم‌گری رسانه و بررسی چالش‌های متعدد و متکثر است که باید در مسیر طراحی این نظام مدنظر قرار بگیرد. سؤال اصلی این پژوهش &amp;amp;laquo;موانع و چالش‌های بر سر راه طراحی نظام حکمرانی تنظیم‌گری رسانه در ایران چیست؟&amp;amp;raquo;روش پژوهش: لذا برای پیش برد پژوهش از روش کیفی گراند تئوری رویکرد نظام‌مند استفاده شد و جهت گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به طور هدفمند با 16 نفر از خبرگان علمی، ذی‌ربطان و ذی‌نفعان امر تنظیم‌گری رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر در کشور بهره گرفته شد.یافته‌ها: بر اساس یافته‌های پژوهش می‌توان از مؤلفه‌های چالش‌زا در طراحی نظام حکمرانی تنظیم‌گری رسانه در ایران از؛ چالش‌های حقوقی - قانونی، چالش‌های بازار و صنعت رسانه، چالش تعارض منافع، چالش طراحی نهادی - ساختاری، چالش‌های اِعمال تنظیم‌گری رسانه‌ها و چالش‌های آینده تنظیم‌گری، نام برد.نتیجه‌گیری: برای پاسخگویی مناسب به این چالش‌ها، نظام تنظیم‌گری رسانه با یک تغییر پارادایمی مواجه است و ممکن است برای پاسخ‌دهی به این چالش‌ها نیاز به تحول بنیادی در طراحی و ساختار تنظیم‌گری خود داشته باشد یا به‌عبارت‌دیگر، خود را مجدد اختراع کند. طراحی و اجرای مقررات کارآمد از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردار است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدل کسب‌وکار و فرهنگ نوآوری اپل:الگویی برای کارآفرینان و مدیران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_214359.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل استراتژی‌های موفقیت شرکت اپل با تکیه بر نوآوری، رهبری خلاقانه، تجربه کاربری، و مدل کسب‌وکار یکپارچه است.روش: &amp;amp;nbsp;این پژوهش با استفاده از روش فراتحلیل کیفی و با بررسی ۱۲ مقاله علمی که به جوانب مختلف عملکرد و استراتژی‌های اپل می‌پردازند، تلاش می‌کند الگوهای موفقیت اپل را شناسایی و استخراج کند. هر مقاله، موضوعات مرتبط با نوآوری محصول، رهبری استیو جابز، اکوسیستم محصول، تجربه کاربری، و برندینگ اپل را مورد تحلیل قرار داده‌اند.یافته ها: در بخش یافته‌ها، تحلیل‌ها نشان دادند نوآوری پیوسته و توجه به تجربه کاربری از مهم‌ترین عوامل حفظ مزیت رقابتی و رشد پایدار اپل بوده‌اند. رهبری استیو جابز و تأثیرش بر فرهنگ نوآوری در اپل، محیطی خلاقانه ایجاد کرده که با تأکید بر طراحی کاربرمحور، اپل را به یکی از محبوب‌ترین برندهای جهانی تبدیل نموده. ایجاد یک اکوسیستم یکپارچه که شامل محصولات سخت‌افزاری، نرم‌افزارها و خدمات دیجیتال است، تجربه‌ای یکپارچه برای کاربران فراهم آورده که به افزایش وفاداری مشتریان انجامیده است. یافته‌ها نشان می‌دهند که اپل با تغییر مدل کسب‌وکار خود به سمت خدمات دیجیتال، موفق شده است تا منبع درآمد پایداری را ایجاد کند و وابستگی خود به فروش سخت‌افزار را کاهش دهد.نتیجه: در نتیجه‌گیری، پژوهش حاضر نشان می‌دهد که موفقیت اپل به دلیل اتخاذ استراتژی‌هایی است که خلاقیت، نوآوری و تمرکز بر نیازهای کاربران را در اولویت قرار می‌دهند. رهبری نوآورانه، تمرکز بر طراحی کاربرمحور، برندینگ قوی، و مدل کسب‌وکار یکپارچه از مهم‌ترین عوامل موفقیت اپل محسوب می‌شوند، که می‌توانند به عنوان الگوهایی برای کارآفرینان و شرکت‌های دیگر مورد توجه قرار گیرند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی بر عملکرد و نقش واسطه‌ای فرهنگ سازمانی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_218937.html</link>
      <description>هدف: شرکتهای بیمه در ایران از یک طرف با فشارهای رقابتی، تغییرات سریع بازار و نیاز به افزایش سرمایه‌گذاری &amp;amp;nbsp;کارآمد، مواجه هستند و از طرف دیگر این شرکتها با مشکلاتی مانند سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی ضعیف، ساختارهای فرهنگی سنتی و فقدان تبدیل دانش به اقدام‌های عملی مواجه هستند که منجر به کاهش رقابت‌پذیری و عملکرد مالی نامطلوب می‌شود. مطالعات انجام شده در صنعت بیمه، ارتباط مستقیم مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی با عملکرد مالی را نشان داده‌اند، اما نقش واسطه‌ای فرهنگ سازمانی در اثر مدیریت دانش بر عملکرد مالی بررسی نشده است.&#13;
روش: روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان مراکز بیمه شهرستان ایرانشهر به تعداد &amp;amp;lrm;337 نفر بود و حجم نمونه آن با استفاده از جدول&amp;amp;nbsp; کرجسی و مورگان &amp;amp;lrm;180 نفر محاسبه که بصورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش سه پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش، عملکرد مالی و فرهنگ سازمانی بود که پایایی آنها در پژوهش حاضر به روش آلفای کرونباخ به ترتیب 0/79، 0/79و 0/89محاسبه شد.&#13;
یافته‌ها: براساس نتایج حاصل از فرضیه‌های تحقیق، سیستمهای اطلاعاتی و دانشی هم بر فرهنگ سازمانی و هم بر عملکرد مالی شرکتها و مراکز بیمه تاثیر مثبت دارند. همچنین فرهنگ سازمانی این شرکتها و مراکز تاثیر معناداری بر عملکرد مالی آنها دارد.&#13;
نتیجه‌گیری: در نهایت یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، پیاده‌سازی سیستم‌های اطلاعاتی و دانشی در قالب مدیریت دانش، بر فرهنگ سازمانی اثر می‌گذارد. این سیستم‌ها هم بصورت مستقل و هم از طریق فرهنگ سازمانی به عنوان میانجی، بر عملکرد مالی سازمان تاثیر می‌گذارند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مولفه های انقلابی گری از منظر مقام معظم رهبری با تاکید بر جهانی شدن</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_220547.html</link>
      <description>هدف: این مقاله به بررسی انقلابی بودن و انقلابی گری از منظر&amp;amp;nbsp; مقام معظم رهبری (مفهوم سازی تا سنجش پذیری) می پردازد و جهت شناخت فرصتها و چالشهای هویتی متأثر از فرآیند جهانی شدن و نحوه مواجهه با آنها شناخت شاخص های انقلابی گری و دانستنیهای آن را یکی از ضروریات می داند. مهمترین سوال این پژوهش شناخت اجزا و مولفه های&amp;amp;nbsp; انقلابی گریدر جامعه اسلامی ایرانی می باشد.روش: این تحقیق از رویکرد آمیخته با طرح اکتشافی بهره گرفته است. جامعه آماری شامل خبرگان جامعۀ علمی و اساتید و کارکنان حوزه های آموزشی بودند.به منظور جمع آوری اطلاعات از ابزار مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی&amp;amp;nbsp; استفاده شده است.یافته ها: یافته های&amp;amp;nbsp; این پژوهش نشان داد که با بررسی 35سخنرانی مقام معظم رهبری 23 مضمون در رابطه با انقلابی گری&amp;amp;nbsp; به دست آمد که مولفه های اصلی انقلابی گری از منظر مقام معظم رهبری عبارتند از: صیانت از نهضت انقلاب اسلامی، حرکت به سوی معنویت گرایی،اسلام خواهی،هویت سازی و هویت بخشی،درس آموزی از امام و مکتب امام .نتیجه: با توجه به یافته های تحقیق و با استفاده از مدل به دست آمده ،می توان نتیجه گرفت که می بایست به&amp;amp;nbsp; تقویت&amp;amp;nbsp; انقلابی بودن و انقلابی ماندن و &amp;amp;nbsp;بینش دینی جوانان ، درونی کردن ارزشهای اصیل انقلابی، دینی و اسلامی از طریق فرهنگسازی و اصلاح فرآیند انتقال ارزشها و هنجارها به نسل جدید و معرفی الگوها و اسطوره های معنوی و اخلاقی پرداخت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>طراحی و تبیین مدل فرایند بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر: رویکرد داده بنیاد و مدل‌سازی ساختاری-تفسیری (ISM)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_220550.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به طراحی و تبیین مدل فرایند بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر و بررسی تأثیر آن بر بهبود فرآیندهای بازاریابی و ارتباطی پرداخته است. با توجه به توسعه روزافزون رسانه‌های دیجیتال، اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، شرکت‌های بیمه نیازمند به‌کارگیری روش‌های نوین بازاریابی هستند تا تعاملات خود را با مشتریان بهبود بخشیده و سهم بازار خود را افزایش دهند. هدف این مطالعه ارائه یک مدل جامع و کاربردی برای بازاریابی رسانه متقاطع در صنعت بیمه عمر است که به سازمان‌ها کمک کند تا استراتژی‌های بهینه‌ای برای دستیابی به وفاداری مشتریان و افزایش بهره‌وری بازاریابی اتخاذ کنند.&#13;
روش: این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی و ترکیب دو رویکرد تحلیل داده‌بنیاد و مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) انجام شده است. داده‌های تحقیق از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با متخصصان حوزه بیمه، اساتید دانشگاه، و مدیران بازاریابی شرکت‌های بیمه جمع‌آوری شده است. جامعه آماری شامل 15 نفر از خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت بیمه بوده که با روش نمونه‌گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده‌های گردآوری‌شده طی فرآیند کدگذاری باز، محوری و انتخابی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و بر این اساس، مدل نهایی ارائه شده است. سپس، مدل‌سازی ساختاری تفسیری (ISM) برای تعیین روابط بین متغیرهای کلیدی و سطح‌بندی آن‌ها مورد استفاده قرار گرفته است.&#13;
یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که فرآیند بازاریابی رسانه متقاطع تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار دارد که در پنج بُعد اصلی طبقه‌بندی شده‌اند. عوامل علی شامل عوامل مدیریتی، پتانسیل مالی، پتانسیل ارتباطی، ویژگی‌های مشتری و رفاه و آسایش است که به‌عنوان عناصر کلیدی اثرگذار بر بازاریابی رسانه متقاطع شناسایی شدند. شرایط مداخله‌گر شامل چالش‌های محیطی، تغییرات فناوری، و موانع قانونی است که می‌توانند اثربخشی استراتژی‌های بازاریابی را تحت تأثیر قرار دهند. شرایط زمینه‌ای شامل ظرفیت‌های دیجیتال، زیرساخت‌های ارتباطی و میزان آگاهی و دانش مشتریان از خدمات بیمه‌ای است. راهبردهای کلیدی نیز شامل بهبود کسب‌وکار، توسعه دانش و آموزش، و ترویج نوآوری و خلاقیت است که به‌عنوان مهم‌ترین استراتژی‌های بهینه‌سازی بازاریابی رسانه متقاطع شناسایی شدند. در نهایت، پیامدهای نهایی شامل افزایش وفاداری مشتریان، بهبود تبلیغات شفاهی و ویروسی، افزایش نرخ تعامل با برند و ارتقای رضایت مشتریان از خدمات بیمه‌ای است.&#13;
نتیجه‌گیری: این پژوهش نشان داد که پیاده‌سازی مدل بازاریابی رسانه متقاطع می‌تواند به‌طور قابل توجهی باعث بهبود عملکرد بازاریابی در صنعت بیمه عمر شود. بهره‌گیری از تکنیک‌های دیجیتال و ترکیب چندین کانال ارتباطی به شرکت‌های بیمه امکان می‌دهد تا تعاملات خود را با مشتریان بهینه‌سازی کنند، شناخت بهتری از نیازهای آن‌ها به دست آورند و تجربه کاربری بهتری ایجاد کنند. این استراتژی‌ها منجر به تقویت اعتماد مشتریان، افزایش سهم بازار و کاهش هزینه‌های تبلیغاتی در مقایسه با روش‌های سنتی بازاریابی خواهد شد. در نهایت، نتایج تحقیق حاکی از آن است که موفقیت در اجرای بازاریابی رسانه متقاطع به اتخاذ تصمیمات مبتنی بر داده، بهینه‌سازی زیرساخت‌های دیجیتال و افزایش آگاهی مشتریان از خدمات بیمه‌ای بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی راهکارهای تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه نگاران در چارچوب قانون مطبوعات</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_221138.html</link>
      <description>هدف : این پژوهش با هدف شناسایی و پیشنهاد راهکارهایی برای تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران در چارچوب قانون مطبوعات جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. مسئولیت اجتماعی در روزنامه‌نگاری نقشی حیاتی در ارتقای اعتماد عمومی، شفافیت اطلاعات و بهبود کیفیت اطلاع‌رسانی ایفا می‌کند. در این زمینه، این مطالعه به بررسی این مسئله پرداخته است که چگونه می‌توان مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران را از طریق ارائه راهکارهای موثر در چارچوب قوانین موجود تقویت کرد.روش :پژوهش حاضر از نوع کاربردی و کمی است و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل روزنامه‌نگاران فعال در رسانه‌های ایران است. حجم نمونه برابر با 145 نفر تعیین شده و از روش نمونه‌گیری در دسترس برای انتخاب نمونه‌ها استفاده شده است. داده‌ها از طریق پرسشنامه گردآوری شده و برای ارزیابی پایایی آن از آزمون آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزارهای SPSS و AMOS انجام گرفته و از آزمون‌های آماری مانند تی تک‌نمونه‌ای، مدل عاملی تأییدی مرتبه اول و آزمون فریدمن برای ارزیابی فرضیات و اولویت‌بندی راهکارها استفاده شده است.یافته ها:یافته‌های پژوهش نشان داد که تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران از اهمیت بالایی برخوردار است و می‌تواند تاثیر زیادی در بهبود عملکرد حرفه‌ای آنان داشته باشد. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش عبارتند از: امنیت شغلی,&amp;amp;nbsp;حمایت از روزنامه‌نگاران توسط تشکل‌های صنفی,&amp;amp;nbsp;استقلال حرفه‌ای,&amp;amp;nbsp;عینیت و بی‌طرفی,&amp;amp;nbsp;آموزش‌های تخصصی و امنیت شغلی به‌عنوان مهم‌ترین عامل در تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران شناسایی شد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که روزنامه‌نگاران زمانی می‌توانند بهترین عملکرد را داشته باشند که از امنیت شغلی برخوردار باشند و نگرانی از دست دادن شغل نداشته باشند.حمایت از روزنامه‌نگاران توسط تشکل‌های صنفی نیز عامل مهمی در کاهش اقتصادی است که می‌تواند استقلال حرفه‌ای آنان را تضمین کند. همچنین عینیت و بی‌طرفی در گزارشگری به افزایش اعتماد عمومی به رسانه‌ها کمک می‌کند و موجب ارائه اطلاعات صحیح و معتبر می‌شود.آموزش‌های تخصصی در زمینه روزنامه‌نگاری نیز به‌عنوان عامل کلیدی در تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران شناسایی شد. این آموزش‌ها مهارت‌ها و دانش حرفه‌ای روزنامه‌نگاران را ارتقا می‌دهد و آنان را برای مواجهه با چالش‌های اخلاقی و حرفه‌ای در این زمینه آماده می‌سازد. علاوه بر این، این آموزش‌ها می‌تواند به روزنامه‌نگاران کمک کند تا با تغییرات و تحولات جدید در عرصه رسانه‌ها همگام شوند.یافته‌های پژوهش نشان داد که گرایش سیاسی روزنامه‌نگاران تأثیر قابل‌توجهی بر مسئولیت اجتماعی آنان ندارد. این نشان می‌دهد که عوامل ساختاری و حرفه‌ای همچون امنیت شغلی، استقلال حرفه‌ای و آموزش‌های تخصصی تاثیر بیشتری نسبت به گرایش‌های سیاسی بر مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران دارند.نتیجه گیری: این پژوهش پیشنهاد می‌کند که سیاست‌گذاران و مدیران رسانه‌ها برای تقویت مسئولیت اجتماعی روزنامه‌نگاران اقداماتی اساسی در زمینه تقویت قوانین حمایتی، توسعه آموزش‌های تخصصی و ایجاد ساختارهای مناسب برای حفظ استقلال حرفه‌ای انجام دهند. این اقدامات نه‌تنها به بهبود عملکرد روزنامه‌نگاران منجر می‌شود، بلکه می‌تواند به افزایش اعتماد عمومی و آگاهی جامعه از مسائل مختلف کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه بین رسانه‌های اجتماعی در راستای ارتقای سلامت اداری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_221360.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی در راستای ارتقای سلامت اداری انجام شده است.روش پژوهش: &amp;amp;nbsp;تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر روش توصیفی- همبستگی و از حیث نحوه گردآوری داده&amp;amp;shy;های تحقیق از نوع پیمایشی می&amp;amp;shy;باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد شاغل در شهرداری تهران و همچنین اساتید و محققان دانشگاهی بود که تعداد 450 نفر شناسایی شد. روش نمونه گیری تصادفی ساده بود که براساس فرمول کوکران تعداد 207 به عنوان نمونه انتخاب شد. روش گردآوری اطلاعات به روش پیمایشی بود که از پرسشنامه رسانه های اجتماعی توسط جهانبانی (1397) و سلامت اداری با پرسشنامه هوی و فیلدمن (۱۹۹۶) استفاده شده است. داده&amp;amp;shy;های جمع&amp;amp;shy;آوری شده در نرم&amp;amp;shy;افزار Spss-26 با روش همبستگی و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نتایج حاصل از همبستگی اسپیرمن نشان داد که کلیه اعداد بین صفر تا یک می باشند و سطح معنی داری ضرایب همبستگی کمتر از 05/0 می&amp;amp;shy;باشد در نتیجه فرضیه صفر رد شده و فرضیه مقابل تایید می&amp;amp;shy;شود و نشان می&amp;amp;shy;دهد بین کلیه متغیرهای پژوهش، همبستگی معنادار وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه &amp;amp;nbsp;نشان داد که سطح معنی&amp;amp;shy;داری برای مؤلفه&amp;amp;shy;های متغیر رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی (میزان استفاده، نوع استفاده و میزان اعتماد) از 05/0 کمتر است، بنابراین با اطمینان 95 درصد حضور این سه متغیر مستقل برای پیش بینی ارتقای سلامت اداری معنادار است.نتیجه گیری: می&amp;amp;shy;توان گفت تأثیر مؤلفه نوع استفاده متغیر رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی بر ارتقای سلامت اداری، بیشتر از تاثیر مؤلفه میزان استفاده و میزان اعتماد رسانه&amp;amp;shy;های اجتماعی بر متغیر وابسته بوده است. در جهت تبیین یافته&amp;amp;shy;های می&amp;amp;shy;توان بیان نمود کرد که دولت‌ها در سراسر جهان شروع به مهار اینترنت و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات مرتبط (ICT) کرده‌اند تا به تمایل شهروندان برای دسترسی بیشتر به اطلاعات، شفافیت سازمانی، تصمیم‌گیری مشارکتی و دسترسی به خدمات عمومی رسیدگی کنند. یکی از کانال‌هایی که از طریق آن این اهداف دنبال می‌شوند، رسانه‌های اجتماعی هستند که شامل سایت‌های شبکه‌ای خارج از قفسه، مانند فیس‌بوک، سرویس‌های میکروبلاگینگ، مانند توییتر، و پلتفرم‌های انتشار اطلاعات، مانند یوتیوب است. این علاقه به رسانه‌های اجتماعی با وعده دولت الکترونیک برای &amp;amp;laquo;توانمندسازی ذینفعان و دولت برای برقراری ارتباط، همکاری و مشارکت در حکومت&amp;amp;raquo; هدایت می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی زنان افغانستان قبل و بعد از حاکمیت طالبان در رسانه‌های فارسی زبان خارج از کشور(مطالعه وب‌سایت های بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_221851.html</link>
      <description>هدف: تصویری که ما از دنیای پیرامونمان داریم، در بسیاری از موارد ناشی از تجربه مواجهه با گزارش‌ها و تصاویری است که به‌وسیله رسانه‌ها ارائه شده است. چگونگی بازنمایی زنان در رسانه‌ها نیز به ایدئولوژی، عقاید و اهداف تولیدکنندگان محتوا مرتبط است و بازنمایی‌های متفاوت، تفسیرهای متفاوتی را از سوی مخاطبان در پی خواهد داشت. در بسیاری از موارد تصویری که رسانه‌ها از جریان زندگی زنان ارائه می‌دهند، برساخت واقعیت دلخواه رسانه‌ها از زنان در چارچوب ایدئولوژی حاکم بر رسانه‌شان است و&amp;amp;nbsp; تعریفی که رسانه‌ها از زنان ارائه می‌دهند اغلب تکرار نقش‌های کلیشه‌ای و تصورات قالبی در مورد آن‌هاست. اگرچه رسانه‌ها همواره مدعی انعکاس بی طرفانه دیدگاه‌های مخاطبان خود هستند اما در عمل مطالبی را انتخاب می‌کنند که مطابق ایدئولوژی و خط مشی رسانه آن‌هاست و با نادیده گرفتن دیدگاه‌های مخالف، آراء و اندیشه مخالف را مسکوت می‌گذارند. از همین روی هدف این پژوهش بررسی نحوه بازنمایی زنان افغان در دوران حاکمیت طالبان و پیش از آن در وب‌سایت‌های خبری بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا در سال‌های 1399-1400 است.روش پژوهش: در این تحقیق با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا به بازنمایی نقش زن در محتوای رسانه‌ای پرداخته شده‌ است.&amp;amp;nbsp;یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان داد که سوگیری در پوشش رسانه‌ای اخبار زنان امری متداول است و بر این اساس می‌توان گفت، در هر دو وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی و رادیو فردا در هر دو سال مورد مطالعه در اخبار تصویری منفی از زنان افغان ارائه شده‌است.نتیجه‌گیری: به طور کل، رویکرد این دو رسانه نسبت به مسائل زنان سیاه‌نمایانه است. در رادیو فردا چه پیش از حاکمیت طالبان چه پس از آن، بازنمایی زنان افغان، کاملا منفی است حال آنکه بی‌بی‌سی فارسی در بازنمایی زنان افغان توجهی هرچند ناچیز به اخبار مثبت حوزه زنان داشته ؛ هر چند که با روی کار آمدن طالبان، پوشش اخبار مثبت در بی‌بی‌سی فارسی هم کاهش داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شناسایی عوامل تأثیر گذار در کارآفرینی در مطبوعات محلی ( مطالعه موردی: مطبوعات شهر همدان)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_222427.html</link>
      <description>هدف: کارآفرینی رسانه ای حوزه مطالعاتی نوپایی است که از دیدگاه های گوناگونی قابل مطالعه است. یکی از این دیدگاه ها، انجام فعالیت های کارآفرینانه سازمان رسانه ای است که به چگونگی پرورش و ارتقای فعالیت های کارآفرینانه درون صنعت رسانه می پردازد.روش: پژوهش حاضر به بررسی عوامل تأثیر گذار در ارتقای کارآفرینی سازمانهای رسانه ای شهر همدان پرداخته است. فرضیه تحقیق حاضر این است که کدام متغیرها در پرورش کارآفرینی سازمانی در سازمانهای رسانه ای کشور تأثیر گذار هستند. برای یافتن پاسخ مطالعه موردی روی مطبوعات محلی شهر همدان با روش پیمایشی صورت گرفته است. با استفاده از چارچوب مفهومی شامل شش متغیر &amp;amp;nbsp;رفع موانع، بعد پاداش دهی ، انگیزه کارکنان، بعد تامین حمایت مدیریتی، بعد تفویض اختیار، بعد زمان کافی به ارتباط هر یک از آنها با متغیر وابسته کارآفرینی سازمانی پرداخته شد. جامعه این پژوهش شامل &amp;amp;nbsp;همه کارکنان و مدیران فعال در روزنامه های محلی شهر همدان بودند و از نمونه گیری تصادفی استفاده شد که 227 نفر انتخاب شدند. پرسشنامه ای شامل ۳۲ سؤال ارائه شد که با استفاده از آزمون های یک نمونه ای و بیتومینال بسته به نوع توزیع نرمال یا غیر نرمال نسبت به شناسایی تأثیر آنها با کارآفرینی در سازمان رسانه ای تحلیل به عمل آمد.&#13;
یافته های پژوهش: در این پژوهش که مولفه های مهم و موثر کارآفرینی سازمانی مورد بررسی قرار گرفته نشان می دهند که توجه متوازن به این ابعاد می تواند سبب افزایش سطح کارآفرینی شود. با این حال هر یک از زمینه های ذکر شده چنان وسیع است که متغیرهای متعددی در شکل گیری آنها دخیل اند.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: در نتیجه پژوهش تأثیرگذاری مستقیم متغیرها همه به جز &amp;amp;nbsp;زمان کافی &amp;amp;nbsp;با کارآفرینی سازمانی مورد تأیید قرار گرفت . پژوهشگران پیشنهاد می کنند مدیران سازمانهای رسانه ای با توجه به تأثیر متغیرهای بررسی شده شرایط مناسب جهت اقدامات کارآفرینانه را برای کارکنان ایجاد کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سطح کیفیت تعامل و تجربه کاربر با محتوای خبری در فضای مجازی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_227552.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش به بررسی راهکارهای ارتقای تجربه کاربری و تعامل با محتوای خبری در فضای مجازی می‌پردازد. هدف اصلی تحقیق، بهبود کیفیت تجربه کاربران در تعامل با محتوای خبری در فضای مجازی است. اهداف فرعی شامل شناسایی معیارهای محتوای خبری مناسب بر اساس نیازها و ترجیحات کاربران و بهینه‌سازی تأثیرگذاری محتوای خبری ارائه‌شده در بستر فضای مجازی می‌باشد.روش پژوهش: این تحقیق از رویکردی کیفی بهره می‌برد و با استفاده از تحلیل مضمون، داده‌های جمع‌آوری‌شده از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته را بررسی می‌کند. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند انجام شده و شرکت‌کنندگان از میان متخصصان رسانه‌های خبری و فناوری دیجیتال انتخاب شده‌اند.یافته‌ها: یافته‌های کلیدی نشان می‌دهد که تجربه و تعامل کاربران با محتوای خبری آنلاین تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل مرتبط و به‌هم‌پیوسته قرار دارد. از جمله این عوامل می‌توان به طراحی مناسب تجربه کاربری شامل سرعت بارگذاری بالا، سازگاری با موبایل، امنیت و امکانات تعاملی اشاره کرد. همچنین، محتوای باکیفیت، مرتبط و چندرسانه‌ای همراه با روایت‌پردازی شفاف و اخلاق‌مدار، نقش مؤثری در افزایش اعتماد و رضایت کاربران دارد. اعتمادسازی نیز از طریق پاسخ‌گویی، شفافیت و ارتباط دوسویه حاصل می‌شود، به‌ویژه در رسانه‌های دولتی که اعتبار رسانه اهمیت بیشتری می‌یابد. بازتعریف سیاست‌های خبری سنتی و توجه به نیازهای واقعی کاربران، همراه با مسئولیت‌پذیری اجتماعی و خط‌مشی‌های تحریری روشن، در شکل‌گیری گفتمان رسانه‌ای مؤثر هستند. در نهایت، عوامل فردی مانند سواد دیجیتال، زمینه اجتماعی-فرهنگی و ویژگی‌های شناختی کاربران نیز در نحوه تعامل آنان با اخبار مؤثر است، و لازم است در فرایند شخصی‌سازی محتوا از ایجاد فیلترهای اطلاعاتی و سوگیری‌های پنهان پرهیز شود.نتیجه‌گیری: بر اساس این یافته‌ها، استراتژی‌هایی مانند افزایش تعامل کاربر از طریق رسانه‌های اجتماعی و ابزارهای چندرسانه‌ای، بهبود دسترسی به محتوا و قابلیت جستجو، ترویج سواد رسانه‌ای و مهارت‌های تفکر انتقادی در بین کاربران، و اتخاذ دستورالعمل‌های اخلاقی و شیوه‌های گزارش‌دهی شفاف برای ایجاد اعتماد پیشنهاد می‌شود. سازمان‌های رسانه‌ای، به‌ویژه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، می‌توانند از نتایج این مطالعه برای بهبود پلتفرم‌های دیجیتال خود، جذب مخاطبان بیشتر و ارائه محتوای خبری قابل‌اعتماد به شیوه‌ای جذاب و کاربرپسند استفاده کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رابطه انواع سرمایه با کیفیت زندگی مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی شهر تهران( با تاکید بر تامین اجتماعی خبرنگاران)</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_227881.html</link>
      <description>هدف: کیفیت زندگی به عنوان شاخصی کلیدی در توسعه جوامع، تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. با توجه به افزایش جمعیت مستمری بگیران در ایران و نقش سازمان تامین اجتماعی در حمایت از این گروه، بررسی رابطه انواع سرمایه با کیفیت زندگی آنها ضروری است. هدف این پژوهش، تحلیل جامعه شناختی رابطه انواع سرمایه با کیفیت زندگی مستمری بگیران سازمان تامین اجتماعی شهر تهران با تاکید بر تامین اجتماعی خبرنگاران است.روش: &amp;amp;nbsp;روش تحقیق از نوع توصیفی-همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه مستمری بگیران تحت پوشش این سازمان در سالهای 1404-1403است. داده ها با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد و محقق ساخته گردآوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزارهای آماری و مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری مستمری گیران سازمان تامین اجتماعی هستند که تعداد 155 نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. برای سنجش مؤلفه‌ها (زیرمقیاس های) سرمایه‌ی اجتماعی متغیرهای مورد مطالعه، از آزمون t یک نمونه‌ای استفاده شد.&amp;amp;nbsp; لذا همه سنجه ها تقریبا متوسط و مطلوب ارزیابی می‌شود.یافته ها: در خصوص وضعیت سرمایه اقتصادی با تقسیم بندی صورت گرفته در این متغیر ،3/5 درصد پاسخگویان در گروه فقیر و زیر خط&amp;amp;nbsp; فقر ،76درصد در حد متوسط ، 18درصد جزو قشر متوسط&amp;amp;nbsp; و معمولی جامعه و 2/5 درصد نیز از لحاظ&amp;amp;nbsp; اقتصادی جزو قشر مرفه (پولدار) جامعه بودند. بیشترین فراوانی از لحاظ وضعیت&amp;amp;nbsp; اقتصادی، مربوط به گروه متوسط و معمولی می باشد. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد سرمایه اجتماعی با ضریب بتای 0/546 بیشترین تأثیر را بر کیفیت زندگی دارد، در حالی که سرمایه اقتصادی و فرهنگی نیز به ترتیب با ضرایب 0/381 و 0/297 تأثیر معناداری نشان دادند.نتیجه گیری: نتایج نشان دهنده این است که وضعیت سرمایه فرهنگی و زیر مقیاس های آن در وضعیت متوسط به بالا و مطلوب قرار دارند. و در معادلات ساختاری یافته ها بیانگر اهمیت تقویت سرمایه ها به ویژه سرمایه اجتماعی در بهبود کیفیت زندگی خبرنگاران است</description>
    </item>
    <item>
      <title>جایگاه پیمان جهانی دیجیتال در نظم در حال تحول حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_228584.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی پیمان جهانی دیجیتال، اهداف، ویژگی ها و کاستی های آن از منظر حقوق بین‌الملل و نحوه اجرای بین‌المللی منطقه ای آن است. در ادامه این پژوهش سعی دارد تا جایگاه این پیمان را در نظم در حال تحول حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال ترسیم کند.&#13;
روش پژوهش: در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه فرایند تدوین و نظام نهادی پیشنهادی پیمان جهانی دیجیتال می‌پردازد. در این راستا، از اسناد رسمی و نظرات نهادهای ذی‌ربط برای ترسیم جایگاه این پیمان در نظم حقوق بین‌الملل و آینده حکمرانی جهانی فضای دیجیتال استفاده شده است.&#13;
یافته ها: پیمان جهانی دیجیتال، که در سال ۲۰۲۴ توسط سازمان ملل متحد تصویب شد، در پی آن است که اصولی مشترک و بین‌المللی برای حکمرانی فضای دیجیتال است ارائه کند. با این حال، تحلیل‌های انتقادی نسبت به توازن قدرت و بازتولید نابرابری میان شمال و جنوب هشدار داده‌ و هرچند تأسیس دفتر فناوری‌های دیجیتال و نوظهور نشان از عزم سازمان برای نهادینه‌سازی پیمان دارد اما با چالش های نهادی متعددی روبرو است.&#13;
نتایج: نتایج حاصل از این پژوهش بیانگر آن است که پیمان جهانی دیجیتال نقطه عطفی در حکمرانی دیجیتال است که با اصول چندبازیگرانه و حقوق بشری، به دنبال مقابله با چالش‌های فناوری‌های نوظهور است اما با توجه به تغییرات پرشتاب فناوری و غیر الزام آور بودن آن، این موفقیت به عزم جامعه جهانی برای پیاده‌سازی مؤثر، اراده سیاسی کشورها و نهادینه‌سازی آن در ساختارهای موجود بین‌المللی بستگی دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مدلسازی ساختاری تفسیری شاخص های شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی برای توسعه اینترنت افراد (IoP) در ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_231092.html</link>
      <description>هدف: از انجام مطالعه حاضر مدلسازی ساختاری تفسیری شاخص های شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی برای توسعه اینترنت افراد بوده است. این مطالعه بر اساس هدف کاربردی و از منظر روش در حوزه مطالعات آمیخته با رویکرد استقرایی-قیاسی قرار دارد.&#13;
روش پژوهش: شناسایی شاخص های شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی برای توسعه اینترنت افراد از طریق مصاحبه&amp;amp;shy;های نیمه&amp;amp;shy;ساختاریافته بر پایه اشباع نظری با اساتید حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات و علوم اجتماعی انجام گرفت. روایی و پایایی مصاحبه&amp;amp;shy;ها به ترتیب با روش روایی محتوای نسبی و شاخص کاپای کوهن تایید شد. به منظور مدلسازی شاخص های شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی برای توسعه اینترنت افراد از نظرات خبرگان کارشناسان مسئول، روسای ادارات، معاونین و مدیران عالی رتبه شورای فضای مجازی و دستگاه های اجرایی در حوزه فضای به تعداد 63 نفر با روش نمونه&amp;amp;shy;گیری هدفمند و به کمک پرسشنامه استفاده شد. روایی و پایایی پرسشنامه به ترتیب با بهره&amp;amp;shy;گیری از روایی محتوا و روش آزمون- پس&amp;amp;shy;آزمون تایید شد. &amp;amp;nbsp;&#13;
یافته ها: کدگذاری داده های حاصل با استفاده از نرم&amp;amp;shy;افزار 2020MaxQda&amp;amp;nbsp; منجر به شناسایی 14 شاخص شبکه های اجتماعی و پیام رسان موبایلی برای توسعه اینترنت افراد شد.&#13;
نتیجه گیری: مدلسازی عوامل شناسایی&amp;amp;shy;شده با روش ساختاری تفسیری منجر به تشکیل شش سطح گردید که حفظ حریم خصوصی داده ها و نگرانی های امنیتی، اسناد بالادستی و سواد دیجیتال اثرگذارترین و توانمندسازی از طریق همکاری IoP اثرپذیرترین عامل بودند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عوامل موثر بر اشاعه اطلاعات نادرست در بین شهروندان تهران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_233340.html</link>
      <description>هدف: هدف از این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر اشاعه اطلاعات نادرست در بستر فضای ارتباطی شهروندان تهرانی و ارائه مدلی مفهومی برای تبیین آن است. در شرایطی که صحت اخبار یکی از اصول بنیادین ارتباطات است، رشد بی‌رویه شبکه‌های اجتماعی، در کنار ضعف در سازوکارهای راستی‌آزمایی، موجب شده بسترهای مجازی به محل گسترش اطلاعات نادرست بدل شوند. این پژوهش تلاش دارد از طریق تحلیل تجارب و دیدگاه‌های کنشگران رسانه‌ای، سازوکار این پدیده را در سه سطح فردی، رسانه‌ای و نهادی واکاوی کند.روش پژوهش: مطالعه حاضر به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون استقرایی انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۱۸ نفر از خبرگان رسانه‌ای، دانشگاهی و سیاست‌گذاران حوزه ارتباطات گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی انتخاب شدند و روند مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار MaxQDA و در قالب کدگذاری چندمرحله‌ای انجام شد که در نتیجه آن، ۱۳۱ کد پایه، ۴۰ مضمون سازمان‌دهنده و ۴ مضمون فراگیر استخراج شد.یافته ها: بر اساس یافته‌ها، مدل مفهومی اشاعه اطلاعات نادرست در این پژوهش از چهار بُعد اصلی تشکیل شده است: بسترها و ساختارهای کلان (نظارتی، فرهنگی، فناورانه)، سازوکارهای تسهیل یا مهار گردش اطلاعات (الگوریتم‌ها، سوگیری‌ها، خط‌مشی‌ها)، پیامدهای روانی، اجتماعی و نهادی و راهبردهای ارتقایی و بازدارنده. این مدل، با ترسیم روابط تعاملی میان سطوح مختلف، نشان می‌دهد که پدیده اطلاعات نادرست تنها یک اختلال فردی یا رسانه‌ای نیست، بلکه ریشه در نظام حکمرانی، فرهنگ دیجیتال و کیفیت تعاملات نهادی دارد.نتایج:&amp;amp;nbsp;در طراحی مدلی بومی و ترکیبی برای فهم پدیده اشاعه اطلاعات نادرست در بافت شهری ایران است که قابلیت کاربرد در سیاست‌گذاری‌های ارتباطی، آموزش سواد رسانه‌ای و توسعه زیرساخت‌های مقاوم اطلاعاتی را دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر راهبردی فضای مجازی بر رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی در انتخابات ریاست جمهوری 1400</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_236423.html</link>
      <description>هدف: رسانه‌های جمعی، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، از ابزارهای مهم در جذب مشارکت سیاسی مردم در رویدادهایی مانند انتخابات هستند که در شکل‌دهی به گفتمان سیاسی و رفتار انتخاباتی در سطح جهان نقش ایفا کرده‌اند. این پژوهش با هدف بررسی میزان آشنایی و تأثیر راهبردی شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بر رفتار انتخاباتی شهروندان تهرانی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ انجام شده است.روش‌ها: پژوهش حاضر با روش پیمایش و با استفاده از پرسشنامه محقق‌ساخته، دیدگاه ۳۹۰ نفر از واجدین شرایط رأی‌دهی در شهر تهران را بررسی کرده است. همچنین برای آزمون فرضیه‌های پژوهش از تحلیل همبستگی و رگرسیون چندمتغیره استفاده شده است.یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها، مؤلفه &amp;amp;laquo;رفتار انتخاباتی منفعلانه&amp;amp;raquo; (از بُعد مشارکت اجتماعی) با میانگین ۲٫۴۴ از ۵ (۴۸٫۸٪) در رتبه اول قرار گرفت که نشان‌دهنده تأیید فرضیه اول است. مؤلفه &amp;amp;laquo;رفتار انتخاباتی قالبی&amp;amp;raquo; (از بُعد مشارکت اجتماعی) با میانگین ۱٫۶۹ از ۵ (۳۳٫۸٪) در رتبه سوم قرار گرفت که حاکی از تأیید فرضیه دوم است. همچنین، مؤلفه مذکور با میانگین ۱٫۸۴ از ۵ (۳۶٫۸٪) در جایگاه سوم نشان داده شد که بیانگر تأیید فرضیه سوم است. مقدار آماره پیرسون برای تأثیر جنسیت بر رفتار انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ برابر با ۰٫۰۴۴ و مقدار رگرسیون آن ۰٫۰۴۵ بود که تأیید فرضیه چهارم را نشان می‌دهد. از دیدگاه پاسخ‌دهندگان، مؤلفه ساختاری شبکه‌های اجتماعی مجازی (از بُعد شبکه‌های اجتماعی) با میانگین ۲٫۸۹ از ۵ (۵۷٫۸٪) در رتبه اول قرار دارد که حاکی از تأیید فرضیه پنجم است. مؤلفه تعاملی شبکه‌های اجتماعی مجازی (از بُعد شبکه‌های اجتماعی) با میانگین ۲٫۶۵ از ۵ (۵۳٪) در رتبه دوم قرار گرفت که نشان‌دهنده تأیید فرضیه ششم است. همچنین مؤلفه تعاملی شبکه‌های اجتماعی مجازی با میانگین ۲٫۲۹ از ۵ (۵۱٫۸٪) در رتبه سوم دیده شد که تأیید فرضیه هفتم را نشان می‌دهد. بنابراین می‌توان گفت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی تأثیر معناداری بر پویایی رفتار انتخاباتی مردم با رویکردهای منفعلانه، قالبی و فعالانه داشته و توانسته‌اند رشد مشارکت مردم در انتخابات را افزایش دهند.نتیجه‌گیری: شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی با رویکردهای منفعلانه، قالبی و فعالانه تأثیر معناداری بر پویایی رفتار انتخاباتی مردم داشته و توانسته‌اند توسعه مشارکت انتخاباتی را افزایش دهند. ابعاد گوناگون تعاملی، ساختاری، کارکردی و حتی ویژگی‌های جمعیت فعال حاضر در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، به‌طور معناداری بر مشارکت سیاسی و رفتار انتخاباتی مردم تأثیرگذار بوده‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارائه مدل سبد برنامه عملیاتی هدفمند در رسانه‌های خبری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_238666.html</link>
      <description>هدف: هدف از اجرای این پژوهش شناسایی برنامه‌های عملیاتی و ارائه سبدی از این نوع برنامه‌ها است که بتواند به تحقق حداکثری اهداف رسانه‌های خبری منجر شود.روش‌شناسی: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی، به لحاظ نوع از نوع آمیخته (کیفی و کمی)، بر اساس مبنا از نوع پیمایشی و به لحاظ ماهیت از نوع ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ-تحلیلی است و به‌منظور ارائه راه‌حل‌های عملی بر نیازهای حوزه رسانه خبری طراحی شده است. جمع‌آوری و تحلیل داده‌های پژوهش در یک مقطع زمانی خاص (پاییز 1403) بوده است. جامعه آماری این پژوهش خبرگان و کارکنان حوزه رسانه‌های خبری هستند که در بخش کیفی 20 نفر از خبرگان و در بخش کمی 384 نفر از کارکنان رسانه‌های خبری به‌عنوان نمونه انتخاب شده‌اند. در این مطالعه، جهت ارائه مدل سبد برنامه‌های عملیاتی از روش مرور سیستماتیک، تکنیک غربال‌گری و مدل معادلات ساختاری استفاده شده است.یافته‌ها: در این پژوهش در راستای تحقق اهداف سازمانی رسانه‌های خبری، 8 برنامه عملیاتی شامل افزایش سطح اطمینان و اعتماد مخاطبین، ارتقای مزیت‌های رقابتی، گسترش و تشدید برنامه لجستیک معکوس، تمرکز بر عدالت و برابری در انتشار اخبار، اتخاذ شیوه‌های رهبری تحول‌آفرین، افزایش هویت و ارزش برند، افزایش منابع در دسترس (زیرساخت، مالی، انسانی و تجهیزات) و پوشش کامل و دقیق اخبار جهت تحقق اهداف رسانه‌های خبری شناسایی شدند که بر اساس مدل معادلات ساختاری در سطح اطمینان 95 درصد کلیه برنامه‌های عملیاتی (به‌جز ارتقای مزیت‌های رقابتی) بر تحقق اهداف سازمانی رسانه‌های خبری در شهر تهران اثر مثبت و معناداری دارند.نتیجه‌گیری: این پژوهش درک و دانش جدیدی را در حوزه رسانه‌های خبری در اختیار قرار می‌دهد. به‌طور خاص این مطالعه با ارائه مدل سبد برنامه عملیاتی هدفمند در رسانه‌های خبری، ضمن شناسایی برنامه‌های عملیاتی رسانه‌های خبری، اثرگذاری هر یک از این برنامه‌ها را بر اهداف آن‌ها مورد سنجش قرار داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>امکان سنجی اجرای ماده 6 قانون حمایت از کودکان در رسانه ملی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_240649.html</link>
      <description>هدف: هدف اصلی از این پژوهش، مشخص‌کردن چالش‌های قانون حمایت از کودکان و نوجوانان از سوی رسانه ملی است. روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی و تحلیلی است که داده‌های آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و میدانی جمع‌آوری شده است. در بخش میدانی با ابزار مشاهده، پرسش‌نامه و مصاحبه گردآوری شده است. به این منظور، تعداد 20 نفر از مسئولان ارشد رسانه ملی، دبیرمرجع ملی حقوق کودک و مسئولان سازمان بهزیستی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. داده‌ها به میزانی جمع‌آوری شد تا اشباع اطلاعاتی حاصل شود. یافته‌ها: یافته‌ها بیانگر آن است که سازمان‌ مذکور در زمینه عدم اولویت داشتن اجرای قانون، بودجه، تعدد وظایف، هماهنگی بین سازمانی و نظارت بر اجرای این وظایف دچار چالش‌های جدی هست. وجود یک بخش فراسازمانی مانند مرجع ملی حقوق کودک در ماده ۶ &amp;amp;nbsp;قانون مذکور، به جهت نظارت بر اجرای این وظایف و انجام هماهنگی‌های بین‌سازمانی ضروری می‌باشد.نتیجه‌گیری: این سازمان، یکی از مهم‌ترین سازمان‌‌هایی است که طبق قسمت &amp;amp;laquo;ح&amp;amp;raquo; ماده ۶ قانون حمایت رویکرد آموزشی داشته و رسالت قانونی آن، اطلاع‌رسانی در مورد حقوق اطفال و نوجوانان بیان شده است. در ارزیابی میدانی انجام مشخص گردید در شیوه اجرای ماده مذکور، چالش‌هایی وجود دارد. وجود چالش‌ها منجر شده فرایند حمایت از کودکان و نوجوانان درمعرض خطر و بزه‌دیده بصورت کامل صورت نگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای پس از جنگ تحمیلی بر پدیده خودکشی در استان ایلام</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_240804.html</link>
      <description>هدف این پژوهش بررسی نقش گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای پس از جنگ تحمیلی بر پدیده خودکشی در استان ایلام بود. روش پژوهش: این مطالعه با روش پیمایشی و جامعه آماری شامل افراد بالای 18 سال استان ایلام بود. نمونه‌گیری به روش تصادفی طبقه‌ای انجام شد و 384 نفر (230 مرد و 154 زن) به‌صورت متناسب با ترکیب جمعیتی منطقه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق‌ساخته‌ای بود که شامل چهار بخش: اطلاعات دموگرافیک، ارزیابی گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای (سازندگی، اصلاحات، عدالت‌محور، اعتدال‌گرا و مقاومت)، تأثیر گفتمان‌ها بر مسائل اجتماعی و روان‌شناختی، و میزان رضایت از این گفتمان‌ها بود. برای تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار SPSS و روش‌های آماری شامل ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک‌طرفه و رگرسیون استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که گفتمان‌های اصلاحات و سازندگی بیشترین تأثیر مثبت را بر کاهش نرخ خودکشی داشته‌اند. همچنین، نقش رسانه‌ها در تسهیل انتقال پیام‌های گفتمان‌ها و افزایش انسجام اجتماعی مؤثر بوده است. گفتمان مقاومت به دلیل تمرکز بر مسائل کلان و نادیده گرفتن نیازهای اجتماعی-روانی، تأثیر معکوسی داشته و با افزایش نرخ خودکشی مرتبط بوده است. گفتمان عدالت‌محور تأثیر کمتری بر کاهش نرخ خودکشی داشته‌ است در حالی که در مورد گفتمان اعتدال‌گرا تأثیر معناداری مشاهده نشده است. همچنین، انسجام اجتماعی، کاهش محرومیت و بهبود وضعیت فرهنگی، از عوامل مؤثر در کاهش خودکشی شناسایی شدند، در حالی که بیکاری و فقر تأثیر مثبتی بر افزایش خودکشی داشتند. نتایج پژوهش نشان داد که گفتمان‌های سیاسی و رسانه ای مانند سازندگی و اصلاحات از طریق تقویت انسجام اجتماعی و کاهش شکاف‌های اقتصادی و روانی، نقش مؤثری در کاهش خودکشی داشته‌اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>قابلیت استناد پیام‌های الکترونیکی در دعاوی خانواده با تأکید بر ملاحظات حریم خصوصی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_240650.html</link>
      <description>هدف: در سال‌های اخیر، پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی مانند واتساپ، اینستاگرام و تلگرام به ابزارهایی مؤثر در شکل‌گیری، تشدید و اثبات دعاوی خانوادگی تبدیل شده‌اند. در پرونده‌هایی نظیر طلاق، حضانت یا نفقه، طرفین به پیام‌ها، تصاویر یا مکالمات این فضاها استناد می‌کنند. با وجود این، نظام حقوقی ایران فاقد چارچوبی شفاف درباره ارزش اثباتی این ادله است. هرچند قوانینی همچون آیین دادرسی کیفری و جرایم رایانه‌ای به موضوعاتی چون شنود، دسترسی غیرمجاز و افشای اطلاعات پرداخته‌اند، اما جایگاه این ادله در دعاوی خانوادگی، به‌ویژه از منظر مشروعیت تحصیل، قابلیت انتساب و تعارض با حریم خصوصی، همچنان محل ابهام است. بنابراین پرسش اصلی پژوهش پیش رو آن است که پیام‌های ردوبدل‌شده در پیام‌رسان‌ها چه جایگاهی در اثبات دعاوی خانوادگی دارند؟روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی، به بررسی نظریات و مقررات موجود می‌پردازد. منابع شامل کتب تخصصی، مقالات علمی، قوانین داخلی و بین‌المللی و دیدگاه‌های حقوقدانان است.یافته‌ها: یافته های پژوهش نشان می‌دهد که پیام‌های مبادله‌شده در پیام‌رسان‌ها از نوع &amp;amp;laquo;داده‌پیام مطمئن&amp;amp;raquo; هستند و مطابق قانون تجارت الکترونیک، دادگاه‌ها نمی‌توانند صرفاً به دلیل شکل یا قالب الکترونیکی، آن‌ها را رد کنند.نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش حاکی از ان است که با توجه به معیارهایی همچون رمز یک‌بارمصرف، هشدارهای ورود و شناسه یکتای پیام، این ادله واجد شرایط داده‌پیام مطمئن بوده و باید در دادرسی پذیرفته شوند. اقتضای عدالت در دادرسی نیز ایجاب می‌کند که در عصر دیجیتال، چنین مستنداتی به‌عنوان دلیل معتبر به رسمیت شناخته شوند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد اجتماعی شبکه های مجازی در مناطق شهری و روستایی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_229014.html</link>
      <description>هدف: در حال حاضر در کشور ما برای مواجهه با&amp;amp;nbsp; جنگ رسانه ای ( نرم)&amp;amp;nbsp; بیشتر رویکرد سلبی حاکم بوده و از برنامه ریزی اجتماعی و فرهنگی غفلت شده است. هدف ما از این پژوهش بررسی و تحلیل اثرات مثبت و منفی&amp;amp;nbsp; شبکه های مجازی بر سرمایه اجتماعی&amp;amp;nbsp; به تفکیک نقاط شهری و&amp;amp;nbsp; روستایی&amp;amp;nbsp; است.روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی &amp;amp;ndash; همبستگی بوده که با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شده است.یافته ها: مقادیر برآوردشده نشان داد علی رغم اینکه استفاده از شبکه‌های اجتماعی در مناطق شهری به مراتب بیشتر از مناطق روستایی بود ولی شبکه های اجتماعی بر خلق مولفه های سرمایه اجتماعی ساکنان روستایی اثرگذارتر از ساکنان شهری&amp;amp;nbsp; بودند. برای بررسی تفاوت میانگین‌های متغیرمستقل نقش شبکه های مجازی و متغیر وابسته محل سکونت از آزمونT &amp;amp;nbsp;تک نمونه ای استفاده شد. گزارش نتایج آزمون T با فرض برابری واریانس‌ها &amp;amp;nbsp;نشان داد که&amp;amp;nbsp; بین دو گروه با سطح معنی داری&amp;amp;nbsp; 0.0002 p= و با درجه آزادی 56/2 F= (اطمینان) سطح&amp;amp;nbsp; 95 درصد&amp;amp;nbsp; است.نتیجه گیری: &amp;amp;nbsp;بین ساکنین روستایی و ساکنین شهری شهرستان از نظر&amp;amp;nbsp; نوع و میزان فعال بودن در شبکه های اجتماعی تفاوت معناداری وجود دارد. شهروندان&amp;amp;nbsp; هم بر تاثیرات&amp;amp;nbsp; مثبت&amp;amp;nbsp; و هم&amp;amp;nbsp; تاثیرات منفی استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی تاکید داشتند.. تاثیرات بر وضعیت جسمی، روانی افراد در میان کاربران روستایی و شهری به یک اندازه مهم بود.&amp;amp;nbsp; در مورد آثار شبکه های مجازی بر روابط خانوادگی&amp;amp;nbsp; و اجتماعی افراد مهم ترین نتایج حاصل نشان از افزایش مشارکت اجتماعی و توسعه جامعه مدنی در روستا ها بود.&amp;amp;nbsp; دوری عاطفی فرزندان از والدین، تضعیف نهاد خانواده، بروز اختلافات خانوادگی و دوست یابی نامتعارف از پیامدهای منفی در شهرها بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردهای ارتباطی در به‌کارگیری هنرهای نمایشی برای آموزش سلامت: یک مطالعه کیفی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_240489.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش، شناخت ویژگی‌های تئاتر آموزشی و کارکردهای آن جهت آموزش پیام‌های بهداشتی و سلامت از منظر استادان و صاحب‌نظران حوزه ارتباطات و تئاتر است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. همچنین جهت رسیدن به پاسخ پرسش‌های پژوهش با 12 نفر از متخصصان و صاحب‌نظران عرصۀ ارتباطات سلامت و تئاتر آموزشی مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته انجام شده است.یافته‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که اگر در نظر داریم تا پیام‌های بهداشتی و سلامت از طریق رسانه تئاتر اثرگذار باشد باید &amp;amp;laquo;متناسب با سلیقۀ مخاطبان باشد&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;صریح، ساده و قابل فهم باشد&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;خودکارآمدی را به مخاطب انتقال دهد&amp;amp;raquo;.نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که یکی از حوزه‌های مهم ارتباطات سلامت، &amp;amp;laquo;آموزش از طریق سرگرمی&amp;amp;raquo; است. تئاتر آموزشی می‌تواند به عنوان یکی از مهمترین و کارآمدترین روش‌های آموزش از طریق سرگرمی مورد توجه قرار گیرد و به استفاده و مورد کاربرد کارهای آموزشی قرار گیرد. استفاده از این نوع تئاتر در مکان‌های عمومی برای جلب توجه مردم بسیار می‌تواند موثر واقع شود. آموزش از طریق سرگرمی در هر برهه و قشری متناسب با آن قشر تعریف می‌شود ولی تئاتر آموزشی می‌تواند بسیار منطبق با اصول آموزش از طریق سرگرمی و پیاده کردن اهداف ارتباطی سلامت در جامعۀ روستایی، شهری یا بین زنان خانه‌دار و یا گروه‌های دیگر باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل کیفی دیوارنگاره های شهرتهران با تاکید بر طبقه بندی مضامین و صور بیانی / بصری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241247.html</link>
      <description>هدف: هدف از انجام تحقیق، شناسایی مضامین دیوارنگاره‌های شهر تهران و چگونگی سازمان‌یافتگی آنها با توجه‌ به صور بیانی و بصری و مقایسه‌ی آنها است.روش: در این تحقیق از روش کیفی و به طور مشخص از روش تحلیل محتوای کیفی و روش نشانه شناسی با رویکرد رولان بارت و استوارت هال استفاده شده است. برای اجرای این تحقیق، تصاویر دیوارنگاره‌های پنج میدان با اهمیت شهر تهران یعنی میادین ولی‌عصر، انقلاب، فلسطین، جهاد و ونک از سال 1399 تا 1404 مورد پژوهش قرار گرفته‌اند.یافته‌ها: یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد، برخی مضامین دیوارنگاره‌ها فقط از یک بسامد معانی برخوردار هستند و برخی دیگر دارای چندین بسامد معانی هستند. در حوزه اجتماعی، مضامین جمعیت و خانواده و خدمات اجتماعی و رفاهی، بسامد معانی بیشتری داشتند.مضامین مناسبت‌ها و آئین‌های دینی و همچنین آئین‌ها و جشن‌های ملی در حوزه مضامین فرهنگی/دینی، بسامد قابل توجهی داشتند. در حوزه سیاسی، مضمون تهدید اسرائیل و همچنین قدرت موشکی ایران دارای بسامد معانی قابل توجهی هستند.نتیجه‌گیری: نتایج بیانگر آن است که تقریباً تمامی مضامین از مضامین اجتماعی تا سیاسی در حول مبانی ایدئولوژیک نظام سیاسی ایران، سازمان ‌یافته‌اند. از صور بیانی متنوعی استفاده شده که دراین‌بین خطاب شعاری و خطاب نوشتاری از اهمیت بیشتری از نظر بسامد معانی برخوردار هستند. شیوه‌های بصری بیان مستقیم مانند شبیه‌سازی بیشتر از شیوه‌های نمادین و انتزاع از بسامد معانی برخوردار هستند و در کل، میدان ولی‌عصر در مقایسه با چهار میدان دیگر، نقش کانونی در انتقال مضامین مختلف با صور هنری و بیانی را دارا است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی مسئولیت و تعهدات کشورهای متبوع شرکت های ماهواره ای با رویکرد های حقوق بین الملل</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241355.html</link>
      <description>هدف: گسترش تصاعدی عملیات ماهواره‌های خصوصی، ساختار هنجاری حقوق بین‌الملل فضا را به‌طور بنیادین دگرگون ساخته و پرسش‌های پیچیده‌ای را در مورد محدوده، ساختار و شدت مسئولیت دولت‌ها مطرح کرده است. در این چشم‌انداز در حال تحول، دولت‌های راه‌انداز (پرتاب‌کننده) جایگاه حقوقی محوری را اشغال می‌کنند، زیرا آن‌ها همچنان موضوعات اولیه مسئولیت بین‌المللی برای فعالیت‌های فضایی ملی هستند که توسط نهادهای دولتی و غیردولتی انجام می‌شود.مطابق با ماده ششم رژیم معاهده فضای ماورای جو، دولت‌ها در قبال فعالیت‌هایی در فضای ماورای جو که تحت حوزه قضایی آن‌ها انجام می‌شود، خواه این فعالیت‌ها توسط مقامات عمومی یا شرکت‌های خصوصی صورت گیرد، مسئولیت بین‌المللی دارند. این ساختار دکترینال، یک مدل دو سطحی از پاسخگویی را ایجاد می‌کند: در سطح خارجی، دولت‌ها در برابر جامعه بین‌المللی مسئول هستند و در سطح داخلی، آن‌ها موظف به ایجاد چارچوب‌های نظارتی داخلی مستحکمی هستند که تضمین‌کننده مجوزدهی، صدور پروانه و نظارت مستمر بر اپراتورهای ماهواره‌ای خصوصی باشد.روش‌ها: روش این تحقیق توصیفی و کتابخانه ای &amp;amp;nbsp;و تحلیل دکترینال معاهدات و اصول کلی حقوق بین‌الملل حاکم بر مسئولیت دولت‌ها است، که اسناد مربوط به چارچوب‌های نظارتی داخلی و رویه دولت‌ها در نظارت بر اپراتورهای ماهواره‌ای خصوصی و همچنین هنجاری استانداردهای مراقبت مقتضانه (دقت لازم) برای پایداری و مسئولیت مدیریت ریسک فراملی مورد بررسی و تحلیل و ارزیابی قرار گرفته اند.یافته ها: یافته های این تحقیق نشان می دهد &amp;amp;nbsp;که دولت‌های راه‌انداز نقش محوری در حفظ ثبات حقوقی و امنیت فضایی ایفا می‌کنند. مسئولیت دولت‌ها فراتر از تعهدات معاهده‌ای است و حقوق بین‌الملل عمومی و استانداردهای مراقبت مقتضانه را نیز شامل می‌شود. عملیات ماهواره‌ای خصوصی تنش‌هایی را بین خودمختاری نظارتی ملی و منافع جمعی بین‌المللی ایجاد می‌کند.نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد&amp;amp;nbsp; که مسئولیت دولت راه‌انداز، سنگ بنای حاکمیت بین‌المللی فضا است. چارچوب‌های موجود برای رسیدگی به خصوصی‌سازی و تضمین پایداری فضا به تفسیری ظریف‌تر و اصلاح‌شده نیاز دارند. درک و بازتعریف‌شده‌ای از مسئولیت لازم است تا توازنی بین نظارت ملی و منفعت جمعی جامعه بین‌المللی برقرار شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جامعه اطلاعاتی آمریکا و نقض جهانی حریم خصوصی با کاربرد هوش مصنوعی:مورد ایران و روسیه</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241425.html</link>
      <description>هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش جامعه اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا در جنگ داده محور اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران با مقایسه ترورهای مشابه فرماندهان روسیه در اوکراین است و بطور خاص پیامدهای جهانی نقض حق حریم خصوصی افراد از منظر حقوق بین الملل مورد بررسی قرار می گیرد.روش:&amp;amp;nbsp;در این پژوهش با تمرکز بر حق حریم خصوصی افراد ، اقدامات جامعه اطلاعاتی آمریکا مبتنی بر هوش مصنوعی در نقض جهانی این حق با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است. منابع اصلی مربوط به همکاری سنتکام با رژیم صهیونیستی با در نظر گرفتن گزارش‌های علمی معتبر اندیشکده ها و مراکز تحقیقاتی، بیانیه‌ها و اعلامیه ‌های رسمی مورد بررسی قرار گرفته‌اند.یافته ‌ها: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که در طول دو دهه گذشته، ایالات متحده با بهره‌گیری از فناوری‌های هوش مصنوعی، جنگ &amp;amp;nbsp;های داده محور را توسعه داده است که نقض حریم خصوصی افراد از جمله در روسیه و ایران را بدنبال داشته است.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به اظهارات صریح رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در 6 نوامبر 2025، سنتکام تحت فرماندهی ژنرال اریک کوریلا، در هدایت و کنترل جنگ تحمیلی 13 ژوئن 2025 و بطور خاص ترور چندین استاد برجسته دانشگاه، فرماندهان ارشد نظامی و خانواده‌های آنها در مناطق مسکونی و غیرنظامی نقش آفرینی کرده است که با توجه به جمع‌آوری طولانی‌مدت و پردازش مستمر داده‌های شخصی این افراد، نقض فاحش حق حریم خصوصی محسوب می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تاثیر رسانه ها بر نحوه مُد و پوشش در ایران</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241823.html</link>
      <description>هدف: امروزه فضای مجازی به عنوان یک پدیده نوین تأثیر گسترده ای بر ابعاد زندگی افراد &amp;amp;nbsp;‌بخصوص در حوزه مد و پوشش در خانواده‌ها دارد و تحولات بسیاری را در بین آنان موجب شده است. مد ساختاری است که متکی بر اجتماعی شدن و رسانه بوده و شکل مهمی از ارتباط، بر رفتار خرید زنان تأثیر گذار است. با توجه به الگوهای مد و پوشش کنونی که به واسطه وجود اینترنت و رسانه‌های اجتماعی در ایران، شاهد تاثیر مخرب تبلیغ مدل‌های غربی &amp;amp;nbsp;در رسانه‌ها هستیم . برای ارائه یک طرح بومی، هدف از این تحقیق بررسی عوامل موثر بر مُد و پوشش در ایران (فراتحلیلی از تحقیقات موجود) در ایران است.روش: &amp;amp;nbsp;روش این تحقیق ترکیبی فراتحلیلی کمّی است، بدین منظور از بین مقالات علمی نشریات علمی فارسی دربازه زمانی ده ساله &amp;amp;nbsp;ساله &amp;amp;nbsp;1402- 1392 و نشریات علمی خارجی درفاصله زمانی هشت ساله &amp;amp;nbsp;2023-2015 &amp;amp;nbsp;تعداد 151 مقاله انتخاب شدند و از این میان از نظر روش&amp;amp;shy; شناختی 41 مقاله ملاک&amp;amp;shy; های لازم جهت ورود به فراتحلیل را داشتند که با استفاده از روش مقایسه‌ای (همبستگی) نرم افزار فراتحلیل ؛ بررسی شدند .یافته&amp;amp;shy; ها: براساس اندازه اثرهای ثبت شده در مدل تصادفی بیشترین خلاصه اندازه اثر مربوط به رسانه با 0/56 و مدگرایی با 0/5 و سپس به ترتیب مصرف نمایشی با 0/47، پوشش با 0/47 و در نهایت شبکه‌های اجتماعی با 0.43 اندازه اثر است.درمورد معنی داری ضریب همبستگی آزمون معنی داری دو دامنه انجام شد. طبق نتایج آزمون می‌توان گفت که مطالعات پس از حذف مطالعات اولیه و مشخص شدن اندازه اثر کل مقالات با 0/50 با داشتن ضریب همبستگی پایین &amp;amp;nbsp; (1+نتیجه گیری: بر این اساس می‌توان گفت که بیشتر از آن که نوع استفاده از فضای مجازی بر ارزش&amp;amp;shy;ها و پوشش در مقالات علمی تاثیرگذار باشد، متغیر استفاده از رسانه و برندسازی ملی &amp;amp;nbsp;و مصرف نمایشی منجر به نزول نوع پوشش در ایران به اندازه متوسطی می شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش رسانه‌های اجتماعی در پایبندی جوانان شهر تهران به هویت ملی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241916.html</link>
      <description>هدف: وجود دو جریان جهانی شدن و محلی‌گرایی در جهان معاصر، هویت ملی در کشورهای مختلف را مورد تهدید قرار داده‌ است. نظر به نقش رسانه‌های اجتماعی در این فرایند، در پژوهش حاضر به بررسی میزان استفاده از رسانه‌های اجتماعی و رابطه آن با پایبندی به هویت ملی پرداخته شده است.روش: جامعه آماری در این تحقیق عبارت از کلیه جوانان 35-18 سال شهر تهران است که 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفتند. برای جمع‌آوری داده‌ها از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه استفاده شده است. تعیین روایی ابزار گردآوری، به روش اعتبار صوری و پایایی آن با بهره‌مندی از ضریب آلفای کرونباخ صورت گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز از نرم‌افزار آماری SPSS استفاده شد.یافته‌ها: نتایج نشان داد، به رغم آن که بین مجموع مصرف رسانه‌های اجتماعی (اعم از داخلی و خارجی) با پایبندی جوانان به هویت ملی و مؤلفه‌های آن همبستگی معنادار وجود نداشت؛ ولی این رابطه در مورد استفاده‌ی هر یک از دو دسته رسانه‌های اجتماعی مذکور با هویت ملی مورد تأیید قرار گرفت. این همبستگی در خصوص مصرف رسانه‌های اجتماعی خارجی با هویت ملی از نوع معکوس و در مورد مصرف رسانه‌های اجتماعی داخلی با هویت ملی، از نوع مستقیم بود.نتیجه‌گیری: مدت‌زمان استفاده از رسانه‌‌های اجتماعی به‌تنهایی نمی‌تواند تبیین‌کننده میزان پایبندی جوانان به هویت ملی و مؤلفه‌های آن باشد، بلکه این نکته تا اندازه زیادی متأثر از وابستگی رسانه‌های اجتماعی به ساختارهای مختلف سیاسی و به‌تبع آن، محتوای انتشاریافته از سوی آن است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نحوه بازنمایی هند به عنوان قدرت نوظهور در کانال های تلگرامی العالم و بی بی سی</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241917.html</link>
      <description>هدف: این پژوهش با هدف تحلیل بازتاب قدرت نوظهور کشور هند در دو کانال تلگرامی مهم شامل بی‌بی‌سی فارسی و العالم انجام شده است. مطالعه حاضر می‌کوشد محورهای معنایی غالب، راهبردهای زبانی و ساختارهای قدرت مستتر در تولید و بازنشر اخبار مرتبط با هند را شناسایی کند. هدف نهایی، تبیین سازوکارهای ساخت معنایی هند به‌عنوان قدرتی در حال ظهور و سنجش میزان تفاوت یا شباهت الگوهای بازنمایی در دو رسانه مورد مطالعه است. این بررسی به درک چگونگی تأثیر ایدئولوژی رسانه‌ای بر شکل‌گیری تصویر هند در افکار عمومی کمک می‌کند.روش: این پژوهش با رویکرد کمّی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی به توصیف، تحلیل و مقایسه مقولات نوع روابط، ژانر، نحوه زبان، نوع سیاست‌های داخلی، نوع سیاست‌های خارجی، نوع پوشش تحریم‌ها، نوع روابط با قدرت‌های بزرگ، مباحث اقتصادی پرداخته‌شده در خبر، مباحث تجاری، نوع پردازش به فرهنگ و هنر و مباحث مربوط به جامعه و امنیت در دو کانال تلگرامی العالم و بی‌بی‌سی فارسی می‌پردازد. دستورالعمل کدگذاری بر اساس موضوع و اهداف تحقیق طراحی شد و بر مبنای آن، تمامی خبرها و مطالب مرتبط با هند در بازه زمانی یکم فروردین ۱۴۰۳ تا ۲۹ اسفند ۱۴۰۴ استخراج، کدگذاری و وارد نرم‌افزار آماری شدند. در مجموع، ۱۱۹ واحد محتوایی مرتبط با موضوع پژوهش انتخاب و با استفاده از آمار توصیفی و آزمون‌های استنباطی مناسب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری شامل تمامی پست‌های مرتبط با هند در بازه زمانی مذکور بود که به روش نمونه‌گیری هدفمند انتخاب گردید.یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان داد که در هر دو کانال، روابط درونی و زبان روزنامه‌ای الگوی غالب در بازنمایی هند هستند، اما نحوه توزیع مقولات در دو رسانه تفاوت معناداری دارد. در العالم سهم مباحث اقتصادی خاص، امنیت و مسائل اجتماعی بیشتر است و هند در قالب قدرتی چندبعدی و فرصت‌ساز تصویر می‌شود؛ در حالی که در بی‌بی‌سی فارسی تمرکز بالاتری بر مباحث اقتصادی عمومی، چالش‌ها و تورم وجود دارد و هند بیشتر در قالب قدرتی در حال ظهور اما مسئله‌دار بازنمایی می‌شود. همچنین، مقایسه درصدها و نتایج آزمون‌های آماری نشان می‌دهد که دو رسانه در نحوه پوشش روابط با قدرت‌های بزرگ، نوع سیاست‌های خارجی و شیوه ارجاع به ایران و منطقه نیز الگوهای متمایزی را دنبال می‌کنند.نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت که بازنمایی قدرت نوظهور هند در دو کانال تلگرامی العالم و بی‌بی‌سی فارسی، تابع سازوکارهای بازنمایی، برجسته‌سازی، چارچوب‌بندی و دروازه‌بانی متفاوت است. العالم با برجسته‌سازی روابط درونی، ابعاد مشخص اقتصادی و امنیتی و تاکید بر همکاری‌های منطقه‌ای، هند را در چارچوب نظمی چندقطبی و همسو با قدرت‌های غیرغربی بازمی‌سازد؛ در مقابل، بی‌بی‌سی فارسی با تاکید بر چالش‌های اقتصادی و سیاسی و استفاده از زبان رسمی‌تر، چارچوب انتقادی‌تری از قدرت نوظهور هند ارائه می‌دهد. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که الگوهای بازنمایی، نه فقط بازتاب واقعیت عینی، بلکه برساخته‌ای از راهبردهای حرفه‌ای و ایدئولوژیک رسانه‌ها هستند و درک مخاطبان از جایگاه هند و نسبت آن با ایران و نظم بین‌الملل را به‌گونه‌ای متمایز شکل می‌دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تدوین و اعتباربخشی مدل جنگ شناختی دشمن در مواجهه با انقلاب اسلامی بر اساس مدل‌سازی معادله ساختاری</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241925.html</link>
      <description>هدف: تحقیق حاضر تلاشی است تا با یک نوآوری روش شناسی یک مدل اعتباربخشی شده از جنگ شناختی دشمن علیه انقلاب اسلامی ارائه دهد و مطلوب ترین راهبرد مقابله را پیشنهاد دهد.&amp;amp;nbsp;روش: برای حصول این منظور از تلفیق مدل‌سازی معادله ساختاری و تحلیل ساختاری در ماتریس اثرات متوازن استفاده شد.یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، مدل اعتبارسنجی‌شده چهار مؤلفه اصلی و ۲۱ متغیر معنادار را شناسایی کرد که ساختار جنگ شناختی رقیب را تشکیل می‌دهند. این مدل از سازگاری درونی قوی (آلفای کرونباخ = ۰.۷۹) و شاخص‌های برازش آماری رضایت‌بخش (KMO = ۰.۷۰۱؛ RMSEA = ۰.۰۳) برخوردار بود. علاوه بر این، سه راهبرد پاسخ قوی و بسیار هم‌ساز استخراج شد: (۱) نهادینه‌سازی مدیریت راهبردی، با تأکید بر پایش ساختاریافته و کنترل بحران کارکردهای انقلابی؛ (۲) مشروعیت‌سازی رسانه‌ای خود، متمرکز بر ارتباط دستاوردها و ارزش‌ها برای جلب اعتماد عمومی و نخبگانی، همسو با مفهوم &amp;amp;laquo;جهاد تبیین&amp;amp;raquo;؛ و (۳) احیای ایدئولوژیک، با هدف باززنده‌سازی ارزش‌ها و رفتارهای انقلابی از طریق بسیج اجتماعی، آموزش شناختی و مطالبه‌گری عمومی.&amp;amp;nbsp;نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که بر اساس ارزش ایگن چهار عامل (محور) معتبر در جنگ شناختی دشمن علیه انقلاب وجود دارند که شامل تخریب کارکردهای حیاتی انقلاب، همزیستی شناختی و دست‌کاری ذهنی، استفاده معتبر از رسانه، و هم‌زمان‌سازی ابزارهای قدرت است که درمجموع 21 متغیر گوناگون را در ذیل خود جای داده اند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل ساختاری نشان داد که مطلوب ترین راهبرد تقابلی انقلاب برای مواجه با جنگ شناختی شامل سه محور، نظام‌مندسازی مدیریت راهبردی انقلاب با متغیر کلیدی "پایش نظام مند کارکردهای حیاتی انقلاب و کنترل بحران‌ها"، خود-اعتباربخشی رسانه ای با متغیر کلیدی " تبیین پیشرفت‌ها، خدمات و کارکردهای انقلاب و اقناع موجودیت‌های همسو" و احیاء عقیدتی با متغیر کلیدی " رجوع به روحیه، فرهنگ، سیاست ورزی و کنشگری انقلابی" است. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تعهدات اخلاقی رسانه‌ها در نظام غایت‌گرای اخلاقی اسلام با استنطاق از آیات قرآن کریم</title>
      <link>https://www.mjourcom.ir/article_241959.html</link>
      <description>هدف: پژوهش حاضر با تمرکز بر تعهدات اخلاقی رسانه‌ها در چارچوب نظام غایت‌گرای اخلاقی اسلام، تلاش دارد با استنطاق از آیات قرآن کریم و بهره‌گیری از منابع معتبر اسلامی، الگویی نظری و کاربردی برای تبیین مسئولیت‌های اخلاقی رسانه‌ها ارائه دهد. با توجه به نقش بی‌بدیل رسانه‌ها در هدایت افکار عمومی و شکل‌دهی به ارزش‌های اجتماعی، بررسی جایگاه اخلاق در عملکرد آن‌ها، به‌ویژه در نظام معرفتی و ارزشی اسلام، ضرورتی دوچندان یافته است. غایت‌گرایی اسلامی با تأکید بر تحقق سعادت اخروی، قرب الهی و اصلاح جامعه، چارچوبی منحصر به‌فرد برای تحلیل کارکردهای رسانه‌ها فراهم می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که عملکرد رسانه نه صرفاً به خود عمل، بلکه به پیامدهای آن نیز توجه دارد.روش: پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، آیات قرآنی، متون تفسیری، روایات معصومینعلیهم‌السلام و کتب فلسفه اخلاق اسلامی انجام شده است. همچنین، برای استخراج اصول اخلاقی رسانه‌ها، از روش تحلیل محتوا بهره گرفته شده است.یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که التزام به اخلاق غایت‌گرای اسلامی می‌تواند موجب ارتقای اعتماد عمومی، بهبود فضای رسانه‌ای، و تقویت انسجام اجتماعی گردد. در همین راستا، تدوین آیین‌نامه‌های اخلاقی بر مبنای آموزه‌های قرآنی، آموزش مستمر کارکنان رسانه‌ای، ایجاد نهادهای نظارتی مستقل، و انجام پژوهش‌های کاربردی در حوزه اخلاق رسانه پیشنهاد می‌شود. به‌کارگیری چنین چارچوبی می‌تواند به تحقق رسانه‌ای متعهد، مسئول و همسو با ارزش‌های دینی در جامعه اسلامی یاری رساند.نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق نشان می‌دهد که نظام اخلاقی اسلام تلفیقی متعادل از دو رویکرد وظیفه‌گرایی و غایت‌گرایی را ارائه می‌دهد. در این چارچوب، رسانه‌ها مکلف‌اند اصولی همچون صداقت در اطلاع‌رسانی، رعایت حریم خصوصی افراد، خودداری از تحریف حقیقت، توجه به پیامدهای اجتماعی محتوا و حفظ مصلحت عمومی را در اولویت قرار دهند. آیاتی مانند ﴿وَلَا تَلبِسُوا الحَقَّ بِالبَاطِلِ﴾، ﴿وَلَا تَجَسَّسُوا﴾ و ﴿وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ﴾ به‌روشنی اصول اخلاقی ناظر بر عملکرد رسانه‌ها را تبیین می‌کنند. علاوه‌براین، پژوهش به چالش‌هایی همچون تعارض میان منافع اقتصادی رسانه‌ها و الزامات اخلاقی، و همچنین نسبت میان آزادی بیان و مسئولیت اجتماعی پرداخته است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
