رسانهها برای بازنمایی دشمن از متون اقناعی سنگین و بستهای برای کوبیدن بر طبل نبرد گفتمانی استفاده میکنند. این نوع متون که از غلظت ایدئولوژیک بالایی برخوردار هستند به طور مستمر از استعارههایی بهره میبرند که ترسیمکننده انگاره های اسطورهای مخوفی از دشمن میباشند؛ ضحاک زمان. این مقاله با بررسی ساختارهای اقناعی، به مطالعه تفاوتهای متون بسته و باز اقدام میکند تا از این رهگذر شناختی بهتر از راهکارهای اقناعی کسب نماید. دقیقا در همین رابطه است که مقاله به تعریف استعاره به عنوان اصلیترین ابزار برای ترسیم انگاره های ذهنی از «دشمن» میپردازد. و در راستای چنین تعریفی است که استعاره به مثابه عنصر مرکزی اسطوره مورد مطالعه و بررسی عمیقتری قرار میگیرد تا در نهایت مقاله قادر به دستهبندی انگارههای ترسیم شده از دشمن در نبردهای گفتمانی بر پا شده بوسیله رسانهها در گذشتههای دور و نزدیک گردد.